امام خامنه ای مد ظله العالی
 
 
شنبه 25 آبان 1392 :: 14:45 ::  نويسنده : amirkazemi1

 قواعد زیادی هستند که در سال کنکور باعث موفقیت شما دوستای کنکوری می شوند مثل داشتن برنامه،مشاوره،دبیران خوب،انگیزه و...ولی در این مقاله می خواهیم به اهمیت داشتن هدف و تعیین آن بپردازیم.

دانستن این که "هدف ما چیست" منجر می شود شما در هر جایی از مسیر که به دلایلی خسته شدید با یاد آوری هدف هایتان نیروی از دست داده خودتان را دوباره بدست بیاورید ، که این کار به شما اعتماد به نفس فوق العاده ای می بخشد.

از جمله دلایل مهم تعیین هدف در سال کنکور ، روشن شدن مسیر شماست ، که در صورت نداشتن هدف ممکن است در زمان های مختلف دچار سردرگمی شده و دست به کارهایی بزنید که نتیجه مطلوبی برای شما همراه نداشته باشد و شما در راهی تلاش کنید که به نتیجه مطلوب نمیرسد.

حال باید ببینیم به چه روشی هدف هایمان را باید مشخص کنیم ، ما روش زیر را به شما پیشنهاد می کنیم :

۱- لیست بندی هدف ها :

برای خودتان هدف های کوتاه مدت و بلند مدت معقول مشخص کنید که قابل دست یابی باشند .به عنوان مثال ، تراز شما از آزمونی به آزمون دیگر به یک اندازه منطقی پیشرفت کند یا اینکه رشته و دانشگاه مورد علاقه خودتان را پیدا کنید و ...

۲- زمان لازم برای رسید به هر هدف :

برای هر کدام از اهدافتان زمانی را مشخص کنید که این زمان نه آنقدر کم باشد که روحیه خود را از دست بدهید نه آنقدر زیاد که به همه ی کارهایتان نرسید.

۳-اولویت بندی هدف ها :

قطعا باید هدف های کوتاه مدت شما در راستای هدف های بلند مدت شما باشند به عنوان مثال برنامه ریزی شما برای گرفتن نتیجه ی مطلوب در آزمون هایی که در طول سال می دهید باید در راستای دادن کنکوری خوب باشد.

۴-ایجاد انگیزه برای هر هدف :

هدف های نهایی خودتان مثل رشته ای که قرار است به آن برسید را در طول مسیر یکساله برای خودتان مدام یادآوری کنید تا انگیزه شما بیشتر شود و همچنین بعد از رسیدن به هر هدف یک تشویق برای خودتان در نظر بگیرید .

۵-برنامه ریزی برای رسیدن به هر هدف :

در طول این یکسال برای موفقیت و رسیدن به اهدافتان باید یک برنامه ریزی خوب داشته باشید و از افراد با تجربه و مشاورین کمک بگیرید تا انرژی و تلاش های شما در مسیر اشتباه هدر نرود .

۶-اقدام و تلاش مستمر در راستای دستیابی به اهداف:

یادتون باشه برای رسیدن به اهدافتون باید از تمام انرژیتون استفاده کنید و دست از تلاش مستمر برندارید.

۷- ارزیابی برنامه ریزی انجام شده:

حال شما می توانید هدف های خودتان را روی جایی بنویسید که هر روز آنها را ببینید و فراموششان نکنید. با رسیدن به هر کدام از هدف هایتان می توانید یک تیک جلوی آن هدف بزنید تا میزان پیشرفت خودتان را بسنجید و همچنین روند کاری خودتان را حتما با یک مشاور هم چک کنید ، تا کارایی برنامه و نوع عمکرد شما کاملا مشخص شده و در صورت وجود اشکال ، آن ها را برطرف کنید.

و در آخر هیچگاه فراموش نکنیم که زندگی ، فرصت های فراوانی در اختیار کسانی که در جستجوی هدف هایشان تلاش کرده اند و به تحقق رویاهایشان همت گماشته اند قرار می دهد.

و این را نیز فراموش نکنیم که مهمترین اصل در موفقیت اصل هدف گذاری است ، پس باید راه خود را انتخاب کرده و خود تعیین کننده سرنوست خویش باشیم و از زندگی خود یک شاهکار بسازیم.



شنبه 25 آبان 1392 :: 14:42 ::  نويسنده : amirkazemi1

تاریخ به ما نشان داده است که انسان برای اختراع و اکتشاف گاه تنها نیاز به شانس و تصادف دارد. همان‌طور که برنده نوبل بیوشیمی آلبرت گئورگی می‌گوید: «اکتشاف حاصل ملاقات یک ذهن آماده و شانس است!»

 این‌جا ما به شما ده اختراع و اکتشاف را که تصادفا به نتیجه رسیده‌اند، معرفی می‌کنیم. فراموش نکنید برخی از آن‌ها حاصل شانس و تصادف هستند. هرچند در پشت پرده بعضی دیگر، اتفاق دیگری رخ داده است. مخترعین این کشفیات قابل توجه، در پی اختراع چیزهای دیگری بودند اما در نهایت به آن‌ها رسیده‌اند. در ادامه ما روی برخی از اختراعات تصادفی غیر معمول متمرکز می‌شویم. اختراعاتی که داستان‌شان شما را غرق حیرت و ناباوری می‌کند. این مقاله به شما نشان می‌دهد که تنها با کمی شانس می‌توان به دست‌آوردهای بزرگی دست یافت.

 

کورن فلکس

چه کسی باور می‌کند که غلات صبحانه محبوب آمریکایی‌ها حاصل یک اختراع تصادفی باشد؟

داستان با ویل کلوگ آغاز می‌شود. او به علوم پزشکی علاقه‌مند بود و به عنوان دستیار به برادر پزشکش که در میشیگان و در زمینه رژیم غذایی بیماران کار می‌کرد، کمک می‌نمود. وقتی به طور مشترک با برادرش برای آماده کردن غذای بیماران مشغول به کار بود به شکلی کاملا تصادفی به چیزی دست یافت که زندگیش را دگرگون کرد.

مسئولیت او آماده کردن خمیر نان بود. در حین کار او مواد را برای مدتی به حال خود رها کرد. در نتیجه گندم پخته شده برای ساعت‌ها به همان حال ماند. وقتی که برای آماده کردن خمیر برگشت گندم‌ها ورقه ورقه شده بودند. برای رفع حس کنجکاوی‌اش همان گندم‌های ورقه شده را پخت تا ببیند که چه اتفاقی روی می‌دهد. نتیجه یک اسنک ترد و روقه‌ای بود. این گندم‌ها به مذاق بیماران خوش آمد و این آغاز ماموریت کلوگ برای متحول کردن صنایع غذایی بود.

او مدت‌ها به دنبال نام مناسبی برای محصولش بود و در نهایت از نام کورن به عنوان یکی از مواد تشکیل دهنده و فلکس که بیانگر حالت ورقه شده آن بود استفاده کرده و نام آن‌ را کورن فلکس گذاشت. تجارت خود را پایه‌ریزی کرد و در 1906 کمپانی کلوگ با فروش این محصول و دیگر غلات آماده و محصولات غذایی آغاز به کار کرد.

بقیه درادامه مطلب



ادامه مطلب ...


شنبه 25 آبان 1392 :: 14:18 ::  نويسنده : amirkazemi1

پس از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز دهم محرم سال 61 هـ .ق اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و حرم امام به اسارت دشمن درآمدند.

در بامداد دوازدهم محرم خاندان رسول اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ به رهبری زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ و امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از کربلا بطرف کوفه حرکت کردند. پس از ورود به کوفه، و خوشحالی درباریان و ابن زیاد و گرفتن مراسمی به خاطره پیروزی، به طرف شام، محل استقرار یزید حرکت نمودند. وقتی سر حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش و اسراء در مقابل یزید حاضر شدند، تشریفات درباری به همان فراوانی بارگاه ابن زیاد انجام شد. «زحر بن قیس که کاروان را به عنوان نماینده ابن زیاد هدایت می کرد سخنرانی طولانی ایراد کرد و در آن به شرح چگونگی شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش پرداخت.»

سپس از میان مردم، بعضی ها نسبت به اسارت خاندان نبوت اعتراض کردند و یزید ساکت و جوابی نداد. وقتی بزرگان و سران اهل شام که یزید به مناسبت پیروزی خود، دعوت کرده بود، حاضر شدند، اسراء و سرهای مقدس را نیز به مجلس آوردند. [1]

پس از درخواست مرد سرخ پوستی از اهل شام برای کنیزی گرفتن فاطمه دختر حسین ـ علیه السّلام ـ از یزید،[2] و جلوگیری زینب ـ سلام الله علیها ـ از این کار و گفتگوهای تند بین یزید و ایشان و زدن چوب خیزران بر لبهای مبارک امام ـ علیه السّلام ـ بود که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ برخاست و خطبة‌ آتشینی ایراد کردند.

متن عربی این خطبه که در لهوف آمده است این چنین است:

«فقامت زینب بنت علی ـ علیه السّلام ـ و قالت: الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله اجمعین. صدق الله کذلک یقول: «ثم کان عاقبة الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (سورة روم، آیة 10). اظننت یا یزید ـ حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاماء ـ ان بناء علی الله هواناً و بک علیه کرامة!! و ان ربک لعظیم خطرک عنده!! فشمغت بانفک و نظرت فی عطفک، جذلا مسرورا، حین رایت الدنیا لک مستوسقة، و الامور متسقة و حین صفالک ملکنا سلطاننا، فمهلا مهلا، انیست قول الله عزوجل: «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین» (سوره ‌آل عمران، آیة 178). 


امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک اماء ک و نساءک و سوقک بنات رسول الله سبایا؟! قد هتکت ستورهن، و ابدیت وجوهَهُنَّ، تحدوبهن الاعداء من بلد الی بلد، و یستشرفهن اهل المنازل و المناهل، و یتصفح وجوههن القریب و البعید، و الدنی و الشریف، لیس معهن من رجالهن ولی، و لا من هماتهن حمی، و کیف ترتجی مراقبة من لفظ فوه اکباد الاذکیاء، و نبت لحمد بدماء الشهداء؟! و کیف یستظل فی ظللنا اهل البیت من نظر الینا بالشنف و الشنآن و الإحن و الاضغان؟! ثم تقول غیر متاثم و لامستعظم: فاهلوا استهلوا فرحا. ثم قالوا: یا یزید لا تشل.

منتحیاً علی ثنایا ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید شباب اهل الجنة تنکتها بمخصرتک. و کیف لا تقول ذلک، و قد نکات القرحة، و استاصلت الشافة، باداقتک دماء ذریة محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و نجوم الارض من ‌آل عبدالمطلب؟! و تهتفُّ باشیاخک، زعمت انک تنادیهم! فلترون و شیکاً موردهم، و لتودن انک شللت و بکمت و لم تکن قلت ما قلت و فعلت ما فعلت. اللهم خذ بحقناه و انتقم ممن ظلمنا، و احلل غضبک بمن سفک دماءنا و قتل حماتنا.

فوالله مافریت الاجلدک و لا حززت الا لحمک، و لتردن علی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بما تحملت من سفک دماء ذریتة و انتهکت من حرمته فی عترته و لحمته و حیث یجمع الله شملهم ویلم شعشهم و یاخذ بحقهم «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و حسبک بالله حاکماً، و بمحمد خصیماً و بجبرئیل ظهیراً، وسیعلم من سول لک و مکنک من رقاب المسلمین، بئس للظالمین بدلا و ایکم شر مکاناً و اضغف جنداً.

و لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک، انی لاستصغر و قدرک، و استعظم تقریعک و اسثتکثر توبیخک، لکن العیون عبری، و الصدور حری. الا فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجباء بحزب الشیطان الطلقاء، فهذه الایدی تنصح من دمائنا، و الافواه تتحلب من لحومنا، و تلک الجثث الطواهر الزواکی تتاهبها العواسل و تعفوها امهات الفواعل، و لئن اتخذتنا مغنماً لبقدنا و شیکا مغرما، حین لا تجد الا ما قدمت یداک، و ماربک بظلام للعبید، فالی الله المشتکی. و علیه المعول فکذکیدک، واسع سعیک، و ناصب جهدک فوالله لا تمعون ذکرنا، و لا تمیت وحینا، و لا تددک امرنا، و لا ترحض عنک عارها، و هل رایک الافندا و ایامک الاعددا، و جمعک الا بددا، یوم ینادی المناد، الا لعنة الله علی الظالمین، فالحمد لله الذی ختم لاولنا بالسعادة و المغفرة، و الاخرنا بالشهادة و الرحمة. و نسال اللدان یکمل لهم الثواب و یوجب لهم المزید، و یحسن علینا الخلافة، انه رحیم و دود. و حسبنا الله و نعم الوکیل.»[3]

بقیه درادامه مطلب



ادامه مطلب ...


حدود سه سال قبل بود که ستاد فرماندهی نیروی دریایی سپاه از تهران به بندرعباس رفت تا فرماندهی این نیرو که طبق تدبیر فرمانده معظم کل قوا وظیفه حراست از آبهای ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز را دارد، به منطقه یکم یعنی خط مقدم مواجه با تهدیدات منتقل شود.

بنا بر تفکیک وظایف دو نیروی دریایی سپاه و ارتش، سپاه پاسداران با داشتن سامانه‌ها و تجهیزات منحصر به فرد نظیر شناورهای تندرو و موشک انداز، سامانه‌های موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین مسئول تامین امنیت و حراست از منافع جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و تنگه استراتژیک هرمز شد و نیروی دریایی ارتش نیز با در اختیار داشتن شناورهای سنگین، ناوها و ناوشکن‌های موشک انداز که برخی از آنها توانایی حمل بالگرد را نیز دارند، در منطقه دریای عمان و آبهای آزاد و بین‌المللی به انجام ماموریت می‌پردازد.

بقیه درادامه مطلب



ادامه مطلب ...


شنبه 25 آبان 1392 :: 14:12 ::  نويسنده : amirkazemi1

"جزيره" به قسمتي از زمين که گرداگرد آن را آب فرا گرفته باشد، گفته مي‌شود و قاعدتا جزاير در اطراف درياها بوده و يکي از نقاط مهم و حساس كشورها به شمار مي‌رود.

جمهوري اسلامي ايران حدود 2 هزار و 700 کيلومتر مربع مرز آبي با همسايگان خود در درياي خزر، خليج فارس و درياي عمان دارد که طبعا اين سواحل و مرزهاي آبي ، جزاير متعددي را در خود جاي داده است.

خليج فارس که بيشترين مرز آبي را با ساير کشورها داراست حدود 30 جزيره مسکوني و غيرمسکوني دارد که جزاير "مينو"، "خورموسي"،" بونه"، "دارا"، "قبرناخدا"، "خارک"، "خارکو"، "عباسک"،‌ "ميرمهنا"، "فارسي"، "تهمادو"،" نخيلو"، "گرم"، "لاوان"، "شکور"، "هندورابي"، "کيش"، "فرور بزرگ"، "فرور کوچک"، "سيري"، "قشم"،" ناز"، "هرمز"، "هنگام"، "لارک"، "ابوموسي"، "تنب بزرگ" و "تنب کوچک" از جمله اين جزاير هستند.

اما در اين ميان سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و تنب کوچک که به جزاير "سه‌گانه" معروف شده‌اند، به لحاظ نظامي فوق‌العاده مهم و داراي موقعيت ويژه تدافعي هستند، از اين جهت موقعيت مهم اين جزاير باعث برخي حساسيت‌ها شده است.

جزاير سه‌گانه در جنوبي‌ترين استان جمهوري اسلامي ايران يعني استان هرمزگان با مرکزيت بندرعباس قرار دارند، اين استان نيز در جنوب ايران و در شمال تنگه هرمز قرار داشته و کرانه‌هاي اين استان در شرق به درياي عمان و در غرب به خليج فارس امتداد مي‌يابد، استان هرمزگان با 71 هزار و 193 کيلومتر مربع مساحت 3.4 درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است.

*جزيره تنب بزرگ‌

اين جزيره با وسعت حدود 11 کيلومتر مربع در جنوب جزيره قشم واقع شده که از جنوب به جزيره ابوموسي، از شرق به درياي عمان و از غرب به تنب کوچک ختم مي‌شود، فاصله اين جزيره تا قشم 31 کيلومتر، تا تنب کوچک 13 کيلومتر و تا ابوموسي 50 کيلومتر است.

*جزيره تنب کوچک‌

اين جزيره با مساحت حدود 5 کيلومتر مربع در جنوب بندر لنگه و در غرب تنب بزرگ واقع است؛ فاصله اين جزيره تا بندر لنگه 50 کيلومتر و تا تنب بزرگ 13 کليومتر است.

*جزيره ابوموسي

این جزیره به لحاظ جغرافیایی، جنوبی‌ترین جزیره ایرانی آب‌های خلیج فارس است که در ۲۲۲ کیلومتری بندرعباس و در ۷۵ کیلومتری بندر لنگه‌، در ۶۰ کیلومتری شمال امارت شارجه در امارات متحده‌ عربی واقع شده ‌است و همچنین ۱۶۰ کیلومتر از تنگه هرمز فاصله دارد؛ این جزیره یکی از 14 جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن در حدود ۵ . ۴ کیلومتر است و شهر ابوموسی مرکز این جزیره است.

وسعت شهرستان ابوموسی ۶۸٫۸ کیلومتر‌مربع است که مشتمل بر جزایر ابوموسی با ۱۲ کیلومتر مربع، جزیره تنب بزرگ با ۱۰٫۳ کیلومتر مربع، تنب کوچک با ۱٫۵ کیلومتر مربع، سیری با ۱۷٫۳ کیلومتر مربع، فرور بزرگ با ۲۶٫۲ کیلومتر مربع و فرور کوچک با ۱٫۵ کیلومتر مربع است.

فاصله میان جزیره ابوموسی و جزایر تنب به دلیل عمق مناسب آب تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفتکش‌های بزرگ است.

مالکیت جزیره ابوموسی به همراه جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک در دست ایران است اما ادعاهایی از سوی کشور تازه‌تاسیس امارات متحده عربی که از زمان شکل‌گیری این کشور کوچک بیش از 40 سال نمی‌گذرد، مطرح است.

این جزیره در اسناد تاریخی با نام "بوموو" (BOUMOU) و "بوم‌او" یعنی آب (معرب آن بومف) و "بوموسو" و "گپ سبزو" نام داشته (به معنای جای سبز) است.

در نقشه‌های قدیمی بوموف یا بوموسو ثبت شده (بوم به معنی مکان است و "سو" چند معنی دارد "سو" مخفف سوز (SOUZ)نام یک نوع سبزی است و بطور کلی نیز در زبان فارسی کهن معنی سبز می‌دهد و در مجموع می‌توان آن را به معنای سرزمین‌ سبز نامید).

نام "ابو‌موسی" یک نام جدید است که سابقه آن به حدود بیش از 100 سال قبل باز می‌گردد که یکی از ساکنان بنام ابوموسی این نام را بجای بوموسو (BOUMOUSOU) رایج کرد.

*جمعیت ابوموسی 75 میلیون نفر!

جمعیت ابوموسی، بر طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، برابر با یک هزار و 700 هزار نفر بوده ‌است که بیشتر این ساکنان، شهروندان ایرانی هستند و اقلیت اماراتی که در آن ساکن هستند بر اساس قراردادی میان ایران و امارات حق اقامت دائم در ابوموسی را دارند. شهروندان ایرانی ساکن در جزایر به ویژه در بوموسی غالبا جمعیت جزیره خود را ۷۵ میلیون نفر می‌دانند. این بدان معناست که این قطعه نه تنها بخشی تفکیک‌ناپذیر از ایران‌زمین است بلکه خط مقدم سرزمین ایران است.

جزیره ابوموسی آب و هوای مرطوب و گرم‌تری دارد؛ این جزیره فاقد آب و اراضی مناسب کشاورزی است، ولی کشت و زرع محدودی در آن صورت می‌گیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند امااین جزیره یکی از مراکز صدور نفت خام کشور است که با ظرفیتی قابل توجه فعالیت می‌کند.

یک فرودگاه‌، یک موج شکن و اسکله کوچک برای پهلوگیری شناورهای سبک با آبخور محدود و یک جاده کمربندی آسفالته از جمله تاسیسات جزیره ابوموسی است؛ ناهمواری‌های خاک جزیره ابوموسی به سوی شمال افزایش می‌یابد که سرانجام به بلندترین نقطه جزیره به نام "کوه حلوا" که نزدیک به ۱۱۰ متر ارتفاع دارد، می‌رسد.

*حاکمیت ایران بر ابوموسی و 2 تنب بر اساس اسناد تاریخی

بررسی‌های تاریخی انجام شده بیانگر آن است که در هزاره دوم قبل از میلاد این 3 جزیره همانند سایر جزایر دریای پارس توسط ایرانیان اداره می‌شد و جزو قلمرو حکومت‌های ایرانی بوده است. در دوران اسلامی نیز این جزایر همواره جزو قلمرو ایالت‌های جنوبی ایران از جمله فارس بوده‌اند با ورود پرتغالی‌ها به دریای پارس این ۳ جزیره به اشغال آنها در آمد که در روزگار شاه عباس صفوی توسط نیروهای ایرانی آزاد شد‌. نادرشاه افشار و کریم‌خان زند به این جزایر اعمال حاکمیت کامل کرده‌اند و در روزگار سلطنت فتعلی شاه قاجار نیز جزایر دریای پارس مانند کیش، بحرین، ابوموسی، هندورابی، تنب بزرگ، کوچک و فارور جزو ایالت‌های فارس محسوب می‌شدند. در سال ۱۲۶۳ هجری قمری نیز کرانه‌ها و جزایر خلیج فارس از جمله جزیره ابوموسی بخشی از ایالت بنادر خلیج فارس محسوب می‌شد. بررسی دقیق اسناد و کتب تاریخی بر مالکیت و حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر سه‌گانه تردید باقی نمی‌گذارد.

در نقشه‌های چاپ شده از سال ۱۸۸۷ به بعد بریتانیا نیز جزیره ابوموسی و 2 تنب با رنگ پرچم ایران مشخص شده است؛ اعمال حاکمیت، همواره از ناحیه حکومت انجام می‌شود و در آن زمان، ایران دولت حاکم تلقی می‌شد و امیرنشین‌های شارجه در رأس الخیمه به عنوان نهادهای سیاسی و حقوقی مستقل در نظر گرفته نمی‌شده‌اند و حتی از داشتن رابطه سیاسی با سایر کشورها منع می‌شده‌اند.

طبق داده‌های تاریخی، جزایر مزبور تا سال ۱۸۸۷ متعلق به شیخ لنگه بوده است و شیخ لنگه‌ وابسته به طایفه «جواسیم» بوده و در نتیجه از متعلقات ایران به محسوب می‌شده است چرا که شیخ لنگه به حکومت ایران خراج می‌پرداخته و بر جزایر سیری، ابوموسی و 2 تنب، حکومت می‌کرده است.

در سال 1349 هجري شمسي وقتي دولت خبيث ننگين تصميم گرفت نيروهاي خود را از خليج فارس خارج کند نيروهاي ايراني اجازه يافتند تا در سه جزيره ايراني ابوموسي، تنب بزرگ و تنب کوچک وارد شده و حاکميت ايران را بر اين سه جزيره بازگردانند از اين زمان بود که مسئله ابوموسي به عنوان موضوعي اختلافي بين اميرنشين شارجه و ايران درآمده بود همانند آتش زير خاکستر سال‌ها ادامه داشت و هر از گاهي به تناسب شرايط سياسي دولت مباحثي را در افکار عمومي و روابط بين‌المللي ايجاد کرده است.

بقیه درادامه مطلب



ادامه مطلب ...


شنبه 25 آبان 1392 :: 13:58 ::  نويسنده : amirkazemi1

کنفدراسیون فوتبال آسیا همه ساله قبل از انتخاب بهترین های فوتبال آسیا تیمی را تحت عنوان « تیم رویایی آسیا» معرفی کرده است و از اهالی فوتبال در سطح این قاره اقدام به نظرسنجی می کند.

در همین راستا کنفدراسیون فوتبال آسیا دو بازیکن تیم استقلال را در فهرست 11 نفره تیم رویایی قرار داده که جواد نکونام و حنیف عمران زاده در این فهرست قرار دارند.

نکته جالب توجه اینجاست که نکونام یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیکن سال آسیا است و اکنون در تیم رویایی نیز گنجانده شده است.

سامی تیم رویایی سال 2013 لیگ قهرمانان آسیا به شرح زیر است:

کیم یونگ دائه« اف سی سئول»، سون ژیانگ«گوانگژو»، دایسیوکه سوزوکی« کاشیوا ریسول»، حنیف عمران زاده« استقلال»، ژانگ لین‌پونگ« گوانگژو»، داریو کونکا« گوانگژو»، ژنگ‌ژی« گوانگژو»، جواد نکونام« استقلال»، موریاکی« گوانگژو»، الکسون« گوانگژو»،دژان دامیانوویچ« بوریرام تایلند»

به گزارش فارس، در تیم فوق چند بازیکن دیگر به عنوان بازیکن ذخیره این تیم 11 نفره انتخاب شده اند که اسامی آنها به شرح زیر است:

تاکانوری سوگنو « کاشیوا ریسول»، کواک‌تای‌هو « الشباب»، بون‌ماتان « بوریرام»، کیم جین‌کیو « اف سی سئول»، ها دای‌سونگ « اف سی سئول»،جورج واگنر « کاشیوا ریسول»، ماساتوکودا « کاشیوا ریسول»



شنبه 25 آبان 1392 :: 13:56 ::  نويسنده : amirkazemi1

★جدید ترین رنکینگ جهانی تیم فوتبال استقلال رتبه 108 جهان |تیم فوتبال پرسپولیس رتبه ۴۷۶ جهان 

★جدیدترین رنکینگ آسیا تیم فوتبال استقلال رتبه ۴ آسیا | تیم فوتبال پرسپولیس رتبه ۴۵ آسیا 

★جدیدترین رنکینگ ایران تیم فوتبال استقلال رتبه ۱ ایران | تیم فوتبال پرسپولیس رتبه ۵ ایران 

★امتیازات کل ادوار لیگ برتر ایران در ۱۲ دوره برگزار شده  تیم فوتبال استقلال امتیاز ۶۶۶ رتبه ۱ | تیم فوتبال پرسپولیس امتیاز ۶۰۱ رتبه ۳ ا

★افتخارات کل ادوار لیگ برتر ایران و جام حذفی  تیم فوتبال استقلال تعداد قهرمانی کل لیگ ۸ وتعداد قهرمانی جام حذفی 6| تیم فوتبال پرسپولیس تعداد قهرمانی کل لیگ 9 و تعداد قهرمانی جام حذفی ۵  

★افتخارات در لیگ قهرمانان آسیا   تیم فوتبال استقلال تعداد قهرمانی ۲ ، تعداد نائب قهرمانی ۲ ، تعداد حضور در آسیا14 |تیم فوتبال پرسپولیس تعداد قهرمانی ۰ ، تعداد نائب قهرمانی ۰ ،تعداد حضور در آسیا 11

★ آمار ۷۶ دربی برگزار شده بین دو تیم  تیم فوتبال استقلال تعداد برد : ۲۴ تعداد گل زده ۷۲ ،امتیاز : ۱۰۶|  تیم فوتبال پرسپولیس تعداد برد : ۱۸ تعداد گل زده : ۷۳ امتیاز : ۸۸ 

یرگرفته از سایت فوتبال آنلاین



جمعه 24 آبان 1392 :: 22:44 ::  نويسنده : amirkazemi1

مهرماه سال ۱۳۵۳ بود که عادل به دنیا آمد . در مجله شهرآرا

در خانواده‌ای که پدرش مهندس برق بود و یک خواهر و یک برادر داشت. فضای خانه مسلما فضای فوتبالی نبود و او به دلیل علاقه‌اش به فوتبال، بچه سر به راه خانه محسوب نمی‌شد. دبستان را در مدرسه ذوقی، راهنمایی را در مدرسه طالقانی و دبیرستان را… البرز. بچه درس‌خوانی بود؛ آن‌قدر درس‌خوان که با معدل بالای ۱۸ دیپلم گرفت اما فوتبال هیچ‌وقت از سرش نیفتاد. شاید به همین خاطر هم بود که پدر با او کاری نداشت. بعد هم در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع قبول شد و تا پایان فوق لیسانس ادامه داد.
اغلب کارهای ترجمه‌ای را خودش انجام می‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود که در دوره‌ای در دانشگاه تدریس می‌کرد و البته در کلاس‌های زبان. باورتان می‌شود عادل فردوسی‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشید بدانید کلاس‌های زبان عادل چگونه می‌گذرد، یک نفر برای‌تان زحمتش را کشیده: “تا حالا سر کلاس‌های عادل فردوسی‌پور رفتید یا نه؟ خوب اگر نرفتید، هیچ اشکالی نداره و چیز خاصی رو از دست ندادید؛ به جز یک سری اطلاعات فوتبالی.”
از اول جلسه که پسرا می‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همین سوال کافیه که عادل‌خان شروع کنه به سخنرانی و یک مدت مدیدی پشت سر این بازیکن و اون تیم و اینا بگه و اطلاعات رو کنه. خلاصه بعد از همه این حوادث، جناب عادل‌خان شروع می‌کنن به انگلیسی‌صحبت‌کردن و درس‌دادن که خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگلیسی حرف زدن نمی‌خوره ولی جدا از اینها، آدم ذاتا مهربونیه؛ مثلا بعد از کلاس با دقت می‌شینه به همه سوالا جواب می‌ده…».
خودش هم در مورد کلاس‌های زبانش می‌گوید: «بالطبع حرف‌هایی پیش می‌یاد ولی اصولا از یک ساعت و نیم زمان کلاس فقط ده تا پانزده دقیقه!».
سال سوم دانشگاه تصمیم گرفت به علاقه‌مندی‌اش یعنی کار خبری بیشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشی رفت: «من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آن‌وقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاری‌اش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم».
سال ۱۳۷۲ بود. او کارش را شروع کرد. اما بی‌شک بزرگ‌ترین علاقه‌مندی‌اش حضــــــــور در صداوسیما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهایت قبول شد؛ «اوایل هم مثبت بود اما می‌گفتن صدات جوونه؛ پخته نیست. آخرین باری که تست دادم، اواخر سال‌۱۳۷۳ بود». او در تست قبول شد و کار روزنامه را رها کرد و رفت. رفت که رفت…گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد…همانطور که بازدیدکنندگان پارس فوتبال هر چند وقت یک بار مطالب جادویی او را روی خروجی اولین پایگاه تخصصی فوتبال ایران می خوانند.
رفت؛ هیچ‌وقت پشت سرش رو هم نگاه نکرد. یکی از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشی، هنوز هم ناامید نشده و هرازچندگاهی با شماره همراه او تماس می‌گیرد.
اتفاق جدیدی نمی‌افتد، منتهی او دیگر تلفن‌های روزنامه ابرار را جواب نمی‌دهد. کسی نمی‌داند چه بین او و روزنامه‌ای که فعالیتش را در آن آغاز کرد گذشت اما او حالا دیگر جواب نمی‌دهد.
عادل فردوسی‌پور اما هیچ‌وقت نمی‌تواند «۹۰» را دوست نداشته باشد؛ برنامه‌ای که از ذهن او متولد شد و تا آنجا پیش رفت که کمتر علاقه‌مندی در فوتبال وجود دارد که ترجیح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوی صفحه تلویزیون. او از برنامه‌اش لذت می‌برد؛ شاید بیش از گزارش‌کردن یک بازی؛ «آره! ترسناک‌بودنش هم جالبه. همین که یک چیزی بگیم که دعوا بشه، یک چالشی ایجاد می‌کنه که جالبه. به نظرم، این یک ترس لذتبخشه».
کمی هم کمتر، به گزارش‌کردن روی خوش نشان می‌دهد: «وقتی بازی‌ها خوب باشند، گزارش می‌چسبه. برای من باشگاه‌های انگلیس از همه لذتبخش‌تره. از این کارم لذتی می‌برم که مطمئنم تو رشته‌ای که درسش رو خوندم، نمی‌تونستم این لذت رو ببرم».
من قرمزم یا آبی؟او گزارشگر بی‌طرفی است؟ بسیاری از پرسپولیسی‌ها می‌گویند او استقلالی است. استقلالی‌ها هم بر عکس. هر کدام هم برای خودشان دلیل دارند.
اگرچه به نظر می‌رسد او در دوره‌ای که در دانشگاه شریف درس می‌خوانده پرسپولیسی بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولی امروز اصلا حاضر نیست به طرف خاصی متمایل شود؛ «واقعا اینجا فضا این‌قدر باز نیست که یه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار کدوم تیم هستم. اینجا فوتبال دوقطبی است. بگی قرمزم یا آبی، نصف مملکت با تو بد می‌شن. البته الان دیگه اصلا برام فرقی نمی‌کنه. الان واقعا بی‌طرفم. گزارشگر، یه ذره به یک تیم گرایش داشته باشه، تو کارش تاثیر می‌ذاره».
اما این مورد اصلا شامل حال تیم ملی نمی‌شود. نمی‌توان گفت که او مثل یک تماشاگر می‌تواند به‌راحتی و به هر طریقی ابراز احساسات کند اما بی‌طرفی هم معنایی ندارد؛ «به هر حال در این جور موارد، حتی استرس هم ایجاد می‌شه. اگه بگم در مورد پیروزی یا باخت تیم ملی کشورم بی‌احساس و بی‌طرف هستم حتما دروغ گفته‌ام. مسلما ما باید توی کار گزارش بی‌طرف باشیم ولی آن احساسی که انسان در مورد کشور خودش داره، مانع اصلی کاره».
سوتی‌های عادل
بهتر است کمی هم در مورد اشتباهات عادل فردوسی‌پور در کار گزارش بدانیم؛ چیزی که به قول خودش «سوتی» نام دارد؛ «سوتی زیاد دارم. بهترینش هم این بود که توی برنامه، حدود ۲ساعت تموم با آقای حاج‌رضایی بودیم و من موقع خداحافظی گفتم خب من از آقای نصیرزاده که ۲ساعت با ما همراه بودن تشکر می‌کنم. اصلا اون شب، هنگ کرده بودم».
با این حال، شاید این مشکل اساسی فردوسی‌پور نباشد. بیشتر، از تندصحبت‌کردن عادل شاکی هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اینکه بهتر از گذشته صحبت می‌کند اما گاهی اوقات کنترل از دستش خارج می‌شود؛ «از بچگی این‌طور بودم. خیلی هم تمرین کردم و بازم دارم تمرین می‌کنم که این‌طور نباشم ولی در کل، خیلی تند صحبت می‌کنم».
البته او هیچ‌گاه هیچ تکنیک خاصی را برای گزارش‌کردن نیاموخته است؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم، چون هیچ دوره خاصی ندیده‌ایم و همه هنرمون چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی بهمون یاد داده نشده که باید چیکار کنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربی‌های داخلی و خارجی برامون نذاشتن».
او حتی می‌تواند آرزو کند که در بازی‌های ملی روی سکوی تماشاگران بود؛ «… و مثل او بالا و پایین بپرم».
انتقاد نمی‌شودهمیشه حسرت انتقاد کردن گزارشگران خارجی را می‌خورد: «این قدر که گزارشگران خارجی به‌راحتی از بازیکنان انتقاد می‌کنن که ما نمی‌تونیم بکنیم. سه سال پیش تو بازی منچستر – رئال وقتی گری نویل دوکارته شد، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفداران منچستر خوشحال شدن که گری نویل دواخطاره شد. اگر شما چنین چیزی رو در مورد بازیکن x پرسپولیس یا استقلال بگویی، پدرت رو درمی‌یارن؛ حتی اگه بدترین بازیکن زمین باشه».
او بارها چوب همین مساله را خورده است. ۲فصل پیش علی پروین حسابی از خجالت عادل فردوسی‌پور درآمد و مسلما او تا مدتی سوژه داغ شعارهای تماشاگران در ورزشگاه کارگران بود. امیر قلعه نویی هم کم، آهن داغ انتقاد را روی تن او نگذاشته و حالا و در آخرین مورد، خداداد عزیزی – مرد همیشه شاکی فوتبال – پس از کسب نتیجه ناخوشایند ابومسلم برابر مس کرمان، چنان از این گزارشگر تلویزیونی انتقاد کرد که گویی او در تمامی بدبختی‌های ابومسلم نقش دارد.
با این حال، کمتر دیده می‌شود که او در برنامه تلویزیونی۹۰ یا حتی گزارش‌هایش مصحلت‌اندیشی پیشه کند: «خودم سعی می‌کنم هر چیزی به ذهنم می‌رسه بگم و تا جایی که نترسم می‌گم. بعضی‌ها بهشون برمی‌خوره. بعضی‌ها چیزهای دیگری می گن و البته خودسانسوری هم هست».
فقط فوتبال
بی‌طرفی باعث نمی‌شود که او به فوتبال بی‌تفاوت باشد. یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی او در زندگی، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازی‌کردن و تماشاکردن، تا مجله‌های خارجی فوتبال و اینترنت؛ «می‌شه گفت از ۲۴ساعت، ۱۲ساعت در حال دیدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و کارکردن روی فیلم‌های فوتبالی هستم.
اصلا فوتبال تمام زندگی منه». همسر عادل فردوسی‌پور شرایط را پذیرفته: «او کاملا پذیرفته که قراره با کی زندگی کنه. من کار خودم رو می‌کنم و برایم خیلی جدیه. هر اتفاقی بیفته من باید فوتبالم رو ببینم. همه هم می‌دونن وقتی فوتبال می‌بینم، نباید کاری به کار من داشته باشن».
فیلم دیدن من
یکی از علاقه‌مندی‌های سابقش سینما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندی‌اش«۹۰» و فوتبال است و بس. شاید هم دیگر حوصله‌اش را ندارد که به سینما برود؛ «نه دیگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمی‌تونم بشینم پای تلویزیون و یه فیلم رو تا آخر ببینم».
کلاس‌های زبان عادل
زبان انگلیسی! علاقه عجیبی به زبان داشت. از کلاس اول دبیرستان در کلاس‌های زبان نام‌نویسی کرد. سال آخر دبیرستان به خاطر کنکور، زبان را رها کرد اما بعدا وقتی برگشت، تا پایان کار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «کلاس‌های استادی‌اش رو هم قبول شدم اما کارم تو تلویزیون بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم نرم».



جمعه 24 آبان 1392 :: 12:36 ::  نويسنده : amirkazemi1

وی نوزدهم آبان سال 1350 در تهران به دنیا آمد و از دوران دبیرستان به بازیگری علاقه مند شد. نیکی کریمی پس از بازی در چند نمایش مدرسه ای توسط «جمشید حیدری» برای نقش اول فیلم «وسوسه» برگزیده شد و در کنار «رضا رویگری» که در آن زمان سوپراستار سینما به حساب می آمد، قرار گرفت. این فیلم به شدت ضعیف با فیلمنامه نخ نما شده و پندهای اخلاقی گل درشت، نتوانست نظر تماشاگران را به سوی خود جلب کرده و گیشه گرمی را برای آن رقم بزند. کریمی که برای نخستین بار جلوی دوربین 35 میلیمتری قرار گرفته بود بازی فوق العاده ضعیفی را ارائه داد که در قیاس با دیگر اجزای آشفته «وسوسه» چندان عجیب نمی نمود!

«بهروز افخمی» که در آن سال ها با مجموعه دیدنی «کوچک جنگلی» به نامی آشنا برای سینما دوستان تبدیل شده بود، برای فیلم «عروس» که فیلمنامه اش را «علیرضا داودنژاد» به رشته تحریر درآورده بود، کریمی را برای نقش اول برگزید.
وی برای برطرف کردن ضعف های بازیگری او دوره ای چند ماهه گذاشت و در کنار آن پارتنر مناسبی همچون «ابوالفضل پورعرب» را برگزید. «عروس» در سینمای بی ستاره دهه 60 به شدت مورد توجه قرار گرفت و پرفروش ترین فیلم سال (نزدیک به دو میلیون تماشاگر در تهران) لقب گرفت. «عروس» به لحاظ احتماعی موجی را در جامعه ایجاد و در بدنه خود سینما نیز تحولاتی را پایه ریزی کرد که مهترین آن تولد ستاره در سینمای پس از جنگ تحمیلی بود. هرچند که در این موفقیت ها نقش کریمی تنها منحصر به چهره بوده و هنر بازیگری چندان در این امر دخیل نبود.

کریمی پس از «عروس» یک سالی را به نپذیرفتن پیشنهادهای نقش اول سینما مشغول بود و سرانجام در سال 1371 با دو فیلم از دو کارگردان بزرگ سینمای ایران - مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی - به پرده نقره ای بازگشت. «ردپای گرگ» بازگشت دوباره کیمیایی به دنیای خاص خود بود که در این میان نقش هایی کوچک را نیز به بازیگران جوانی همچون کریمی بخشید. کریمی در نقش دختر قهرمان فیلم حضوری بسیار کمرنگ داشته و اندک سکانس های مربوط به وی بسیار نچسب از کار درآمده است.

استفاده از صدای سرصحنه، ضعف های کریمی در رابطه با فن بیان را آشکار کرد و لطمه زیادی به بازی او وارد کرد.
مهرجویی به عنوان کارگردانی که «زن» نقش برجسته ای در سینمایش دارد، در اقتباسی تازه از نمایشنامه «خانه عروسک» نوشته «هنریک ایبسن»، نقش «سارا» را به کریمی واگذار کرده و توانست بسیاری از ضعف های بازی وی را اصلاح کند.
شخصیت «سارا» به عنوان زنی مقاوم و استوار در برابر ناملایمات زندگی به خوبی با شکنندگی ظاهر کریمی به اصطلاح مچ شده و به باور تماشاگرانش می نشیند. اوج بازی او را می توان در سکانس پایانی فیلم و ترک خانه مشاهده کرد که متاسفانه بیان ضعیف او از کوبندگی و جذابیت سکانس فوق کاسته است.

 

با این حال «سارا»، سکوی پرتاب مناسبی برای کریمی بود که نامزدی سیمرغ بلورین یازدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر و صدف نقره ای جشنواره «سن سباستین» را در کنار جایزه بهترین بازیگر جشنواره سه قاره «نانت» برای وی به ارمغان آورد.
«سیروس الوند» که با فیلم ستایش شده «یک بار برای همیشه» بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، برای فیلم «چهره»، کریمی را برگزید که پس از گذشت مدتی از فیلمبرداری مشکلاتی سد راه این همکاری شده و «عاطفه رضوی» جایگزین وی شد.
کریمی پس از مدتی با دو فیلم ابراهیم حاتمی کیا - «بوی پیراهن یوسف» و «برج مینو» - حضوری قدرتمندانه بر پرده سینماها داشت که البته دو فیلم یادشده چندان مورد توجه هیات داوران جشنواره فیلم فجر قرار نگرفتند. نیمه دوم دهه 70، کریمی بسیار پرکارتر از گذشته شد و اغلب فیلم هایش نیز گیشه مناسبی داشتند. به همین خاطر نیز وی به یکی از معدود ستاره های زن سینمای این دهه تبدیل شد و به مرور به حافظه تاریخی مخاطبان خویش رخنه کرد. «جهان پهلوان تختی» ساخته بهروز افخمی، «دو زن» ساخته تهمینه میلانی و «نسل سوخته» اثر رسول ملاقلی پور از فیلم های شاخص او در کنار کارهای تجاری تری همچون «روانی»، «سیب سرخ حوا» و «دختران انتظار» بودند. جالب اینکه هیات داوران جشنواره فیلم فجر همچنان به نقش آفرینی های شاخص کریمی بی اعتنا بوده و سیمرغ بلورین را از او دریغ می کردند!

در انتهای دهه 70 و آغاز دهه 80 بوضوح نوعی پختگی در بازی وی به چشم می آمد و دیگر خبر چندانی از بیان ضعیف و نارسایش در فیلم ها نبود. کریمی در دهه 80 نیز همچنان پرکار ظاهر شد و در فیلم هایی با درجات کیفی متفاوت به ایفای نقش پرداخت.
از «شام عروسی» و «نوک برج» گرفته تا «باج خور»، «چه کسی امیر را کشت» و «دیوانه از قفس پرید» که این آخری سرانجام سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را برای وی به ارمغان آورد.

میلانی در فیلم های «زن محور» خود به بازیگرانی از جنس کریمی احتیاج داشت تا بتواند بیشترین حجم همذات پنداری را در مخاطبان خویش نسبت به قهرمان فیلم خود برانگیزاند.
اتفاقی که تا حدودی در «واکنش پنجم» نیز رخ داده، البته به اندازه «نیمه پنهان» و «دو زن» نیست. نقش کوتاه کریمی در «چه کسی امیر را کشت» گوشه هایی از استعدادهای نادیده گرفته شده وی را به نمایش گذاشت و بسیار مورد توجه منتقدان نیز قرار گرفت. «محاکمه در خیابان» دومین همکاری این بازیگر با استعداد با مسعود کیمیایی پس از فیلم «ردپای گرگ» است که به نتیجه نسبتا درخشانی منجر شد. کریمی در قالب یک زن خیانتکار بازی ظریفی را ارائه کرده و به خوبی لایه های مختلف نقش را با توجه به کوتاهی زمان نقش به تصویر کشیده است. کریمی در سال های ابتدایی دهه 80 با فیلم «یک شب» روی صندلی وسوسه کننده کارگردانی نشست که البته سرانجام خوبی پیدا نکرد و هیچگاه به نمایش عمومی درنیامد.

کریمی هرقدر در بازیگری به موفقیت رسید در فیلمسازی با شکست روبرو شد و دومین فیلمش نیز - «چند روز بعد» - راهی به پرده نقره ای پیدا نکرد و سرانجام روانه شبکه نمایش خانگی شد.
آخرین فیلم او با نام «سوت پایان» نیز با وجود پیشرفت های قابل ملاحظه اش در کارگردانی با واکنش منفی نویسندگان سینمایی و استقبال سرد مردم روبرو شد و سازنده اش را بار دیگر به دنیای بازیگری بازگرداند. کریمی که تنها بازیگر زن ایرانی با سه جایزه مهم از جشنواره های معتبر «سه قاره نانت»، «سن سباستین» و «تائورمینای» ایتالیا است، در کنار سینما به ترجمه کتاب نیز دست زد که مشهورترین شان ترجمه کتاب «آوازهایی که مادرم به من آموخت؛ زندگینامه مارلون براندو» است که با استقبال گرم کتابخوان ها روبرو شد. کریمی در سال های پایانی دهه 80 در فیلم های ضعیف و بی خاصیت همچون «آقای هفت رنگ»، «شکلات داغ»، «خیابان بیست و چهارم» و «دو خواهر» پرداخت که با وجود برخورداری از مولفه های تجاری، اغلب در گیشه شکست خوردند - البته به استثنای دو خواهر - . حضور کوتاه کریمی در «جرم» ساخته مسعود کیمیایی هم آنچنان که باید دیده نشد که بخش مهمی از آن به خنثی بودن نقش و فضای مردانه آن بازمی گردد. البته نمی توان از بدشانسی کریمی به دلیل عدم اکران فیلم تماشایی «خیابان های آرام» به کارگردانی کمال تبریزی به سادگی گذشت که می توانست فیلم پرفروش دیگری را به کارنامه مفصلش اضافه کند.وی که این روزها فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» را بر پرده سینماها دارد، از معدود بازیگران سینمای ایران است که فاکتورهای ستاره شدن را داشته و به تعریف استاندارد این واژه در صنعت سینما نزدیک است. اما تغییر مسیر دادن به سمت فیلمسازی و نیز برخی انتخاب های غلط سینمایی کریمی را در این مسیر دچار مشکل کرده و در نهایت سینمای کم ستاره ایران را از داشتن ستاره ای با استعداد و توانا محروم ساخت.

برگرفته از سایت پارسینه



جمعه 24 آبان 1392 :: 12:29 ::  نويسنده : amirkazemi1

مواد لازم :

گوشت بدون استخوان ران وسینه مرغ : ۶۰۰ گرم

پیاز : ۱ عدد متوسط

گردو آسیاب شده : ۲۰۰ - ۳۰۰ گرم

رب انار : یک فنجان سر پر

نمک ,فلفل , زعفران دم کرده : به میزان دلخواه

 

نکته :

این غذا را میشود هم به صورت کبابی و هم به صورت بخار پز در تابه طبخ کرد

 

طرز تهیه :

ابتدا گوشت مرغ را شسته ومانند قطعات جوجه کبابی خرد میکنیم.

سپس پیاز را خرد کرده و به آن اضافه می کنیم.

بعد از آن گردویی که از قبل آسیاب کرده بودیم راهمراه رب انار، نمک، فلفل وزعفران دم کرده به بقیه مواد اضافه میکنیم و برای ساعتی در جایی خنک به آن استراحت میدهیم تا به خوبی با هم مزه دار شوند .

سپس آنها را کباب کنید.

 

نکته :

۱ - پیازها نباید ریز خرد ویا رنده شوند زیرا به گوشت چسبیده و زمان کباب کردن پیازها زودتر می سوزند.

۲ - مورد دیگر این که اگر نخواستید گوشت ها را به صورت جوجه کبابی با سیخ جوجه, کباب کنید می توانید آن را با مقدار کمی آب درون فر یا تابه های دوطرفه به مدت یک ربع تا بیست دقیقه طبخ کنید که در آنوقت آب کبابها به روغن میافتد وطعم ومزه واقعی فسنجان را به خود میگیرد .

 

نا گفته نماند که این غذا را هم با برنج ویا هم با نان میتوان سرو نمود . غذای لذیذی است امتحان کنید .

برگرفته از سایت پرسیار



درباره وبلاگ


امیدوارم که مطالب وبلاگ من برای شمامفیدباشد. باآرزوی موفقیت برای شما
موضوعات
آخرین مطالب
post
لطفا بخوانید بسیار آموزنده است
post post post post post post post
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران