امام خامنه ای مد ظله العالی
 
 
شنبه 25 آبان 1392 :: 15:05 ::  نويسنده : amirkazemi1
یکی از نتایج قابل توجهی که کارشناسان به آن رسیده اند این است که افراد نابغه ضرورتا IQ بالایی ندارد . آنها افراد معمولی هستند که در مقایسه با افراد متوسط  ، حتی افراد باهوش  ، از هوش خود به نحو احسن استفاده می کنند .

 

آدم ها دو گونه اند . افرادی که طرز فکر مکانیکی دارند و همیشه دارای این اندیشه اند : « پایبند بودن بر نگرش های خود » . اینها افراد جدی ، انعطاف ناپذیر و تغییر ناپذیر هستند . چنین فردی در مقابل هر شخص یا موضوع خاصی  ، نگرش ثابتی دارد و در برابر هر گونه اقدامی برای تغییر طرز فکرش مقاومت می کند . احتمالا کسانی را که از این حالت رنج می برند می شناسید !

عکس چنین طرز فکری هم وجود دارد و آن افرادی هستند که دارای اندیشه ی سازگار هستند.  ذهن افراد سازگار، آماده ی پذیرش اطلاعات جدید است و آنها نسبت به ایده ها و پیشرفت های جدید ، علاقمند و کنجکاو هستند . آنها بیشتر به آنچه که درست است علاقمندند تا این که حق با چه کسی است . اگر کسی ایده های جدیدی به آنها ارائه کند که شایستگی داشته باشند ، برای ترک ایده های قدیمی تمایل نشان می دهند آنها بیشتر نگران این موضوع هستند که آیا ایده ی جدید موثر است و به کمک آن می توان مشکلی را حل کرد یابه هدفی رسید ؛ تا این که بگویند حق با آنهاست .

افراد نابغه در طول چندین سال شدیدا مطالعه کرده اند . یکی از نتایج قابل توجهی که کارشناسان به آن رسیده اند این است که افراد نابغه ضرورتا IQ بالایی ندارد . آنها افراد معمولی هستند که در مقایسه با افراد متوسط  ، حتی افراد باهوش  ، از هوش خود به نحو احسن استفاده می کنند . این بدان معناست که اگر یاد بگیرید که مانند نابغه ها فکر کنید ، می توانید نابغه شوید.

بقیه  درادامه مطلب



ادامه مطلب ...


شنبه 25 آبان 1392 :: 15:03 ::  نويسنده : amirkazemi1

شهر اردبیل، مرکز شهرستان اردبیل استان اردبیل، با پهنه ای حدود ۶۰ کیلومتر مربع در مرکز استان اردبیل، بین رشته کوه سبلان و تالش، واقع شده است، به نحوی که این شهر از گذشته های دور تاکنون به نام های: آرتاویل، اردبیل، اردویل، پیروز، بادان پیروز و شهر مقدس خوانده شده است.

تاریخ نگاران پیشین، اردبیل را یک واژه اوستایی دانسته اند که در اصل «آرتاویل» بوده و از دوپاره «آرتا» یعنی مقدس و «ویل» یعنی شهر و آرتاویل به معنی «شهر مقدس» تشکیل یافته و اندک اندک «اردویل» و «اردبیل» خوانده شده است.

در کتاب حدود العالم از این شهر به نام «اردویل» یاد شده است چنانپه آمده است:

«اردویل قصبه آذرآبادگان است، شهری عظیم است و گِرد وی باره یی است و شهری سخت بسیار نعمت بود، اکنون کمتر است، و مستقر ملوک آذرآبادگان است، و از وی جام های برد و جام های رنگین خیزد.»

میرخواند، نویسنده کتاب تاریخ روضة الصفا (سده ۹ ﻫ.ق.) اردبیل را از بناهای کیومرس، پادشاه پیشدادی دانسته، می نویسد:

«کیومرس دو شهر بنیاد نهاد: یکی استخر که بیشتر آن جا مقام داشتی و دوم شهر دماوند که گاهی در آن سرزمین به سر بردی و در تاریخ جعفری گوید که اردبیل، فلسطین، بابل، قومس، مکران، نصیبین، نسا، جرجان، حمص و سجستان (سیستان) نیز از مستحدثات اوست…»

بعضی از نویسندگان، شهر اردبیل را از بناهای «اردبیل» بن ارس بن المطی بن یونان بن عامربن شالخ بن ار مخشدبن سالم بن نوح (ع) می دانند و می گویند به همین جهت این شهر را اردبیل نامیده اند، ولی حکیم ابوالقاسم فردوسی بر این باور بود که هنگام نبرد کی خسرو، فرزند سیاوش و فریبرز، فرزند کی کاوس، در کوه سبلان دژی به نام بهمن دژ بوده است، که هیچ پهلوانی به آن دست نیافته تا گشودن آن دژ را به پایان دشمنی بین کی خسرو و فریبرز مقرر داشتند و با ابزار آن روز به گشودن دژ کمر بستند. نخست فریبرز رفت، ولی کاری از پیش نبرد و بازگشت. آن گاه کی خسرو با گودرز، پهلوان ایرانی به نیروی اقبال، آن دژ را گرفت و به پاس این پیروزی تاریخی، اردبیل را بنا کرد.

به نقلی دیگر می گویند این شهر را پیروز، پادشاه ساسانی ساخته و آن را «آبادان پیروز» یا «بادان پیروز» نامیده است، ولی این شهر پیش از روزگار ساسانیان وجود داشته و به پیروی از شهرهای پیشین بابل و آشور، همانند: موصل، اربیل، … نامگذاری شده است.

این شهر، تاریخی کهن دارد و انتساب بنایش به پیروز، پادشاه ساسانی بعید به نظر نمی رسد. در شاهنامه فردوسی نیز ضمن افسانه های منظوم، نام اردبیل بارها نگاشته شده، از جمله در افسانه لشکرکشی بهرام گور به آذرآبادگان، نام اردبیل به میان می آید.

البلاذری برای نخستین بار از اردبیل نام برده و این شهر تاریخی را به عنوان حاکم نشین و مرکز ایالت آذربایجان معرفی کرده است. شهر اردبیل به دلیل جایگاه جغرافیایی و قرار گرفتن در منطقه بازرگانی پیشین و این که رو به روی جاده ابریشم قرار داشته است، اهمیت بسیار داشته و بارها مورد حمله بیگانگان قرار گرفته است. مغولان شهر اردبیل را چپاول کردند. یک سده پس از حمله مغول، با برآمدن شیخ صفی الدین اردبیلی (۶۵۰- ۷۳۰ ﻫ.ق.) بار دیگر اردبیل مرکز عرفا، علما و مشهورترین شهر ایران شد. نادرشاه افشار ضمن تاجگذاری در دشت مغان، توجه زیادی به اردبیل و پیرامون آن مبذول داشت و آب ارس را با کانالی بر روی زمین های آن ناحیه سرازیر ساخت، که هنوز هم آثار آن بر جای است و به نهر نادرشاه سرشناس است.

برگرفته از سایت گوناگون20



شنبه 25 آبان 1392 :: 15:02 ::  نويسنده : amirkazemi1

 اردبيل براي خيلي از گردشگران ايراني با طبيعت منحصر به فرد و آب و هواي لطيفش شناخته مي شود اما شايد کمتر کسي بداند که يکي از جالب ترين نقاط تاريخي کشور در منطقه براي اين استان قرار گرفته و در واقع وسيع ترين منطقه تاريخي استان اردبيل و با اهميت ترين سايت تاريخي مربوط به پيش از تاريخ در شمال غرب ايران به شمار مي رود.

 

منطقه باستاني معروف به شهر يري در شمال غربي روستاي پيرازميان در 31 کيلومتري شرق مشگين شهر قرار دارد. جايي در کنار رود قره سو که وسعت آن به 400 هکتار مي رسد و از سه قسمت دژ نظامي، معبد و قوشا تپه تشکيل مي شود. قدمت قلعه و معبد به 1450 پيش از ميلاد و قوشا تپه به 7 هزاره پيش از ميلاد مي رسد.

 

بقیه درادامه مطلب



ادامه مطلب ...


شنبه 25 آبان 1392 :: 14:59 ::  نويسنده : amirkazemi1

پرسش:

خداوند در آخرت، چه کسانی را زیر سایه عرش خود پناه می‌دهد؟

پاسخ:

امام موسی کاظم (علیه‌السلام) فرمودند:

ثَلاثةٌ یُستظلونَ بظلِ عَرشِ اللهِ یومَ القیامةِ یومٌ لا ظِلَّ الا ظلةُ رَجلٌ زوّجَ اَخاهُ المسلمَ او اَخدمهُ او کتَمَ له سرّاً.

خداوند در روز قیامت، سه دسته را در زیر سایه عرش خویش پناه می‌دهد، در حالتی که سایه‌ای جز سایه عرش پروردگار وجود ندارد؛ و آن‌ها عبارتند از: کسی که برادر مسلمان خود را زن دهد، و کسی كه به برادر دینی خود خدمت کند، و یا آنکه از فاش شدن اسرار برادر مسلمانش جلوگیری کند. «نور الثقلین، ج 3، ص 599»

پرسش:

انسان متکبر، در آخرت چگونه است؟

بقیه درادامه مطلب



ادامه مطلب ...


این کتاب در خصوص موفقیت می باشد که کتاب کم حجمی می باشد و میتوانید متن کامل آن را در ادامه مطلب مشاهده کرده و مطالعه کنید.

بخشی از کتاب قورباغه را قورت بده :

قورباغه را قورت بده
همین الآن یک کاغذ بردارید و ده هدفی که می خواهید در سال آینده به آنها برسید لیست
کنید. این هدف ها را به صورتی بنویسید که گویا یکسال گذشته است و آنها همگی به تحقق
پیوستهاند. در نوشتن هدفهایتان از زمان حال و ضمیر اول شخص استفاده کنید، هدف ها
باید با صراحت و با قطعیت بیان شوند. با این کار ذهن ناخود آگاه شما بی درنگآنها را تأیید
وزن من ... کیلو گرم » یا « . من ... تومان در آمد دارم » : میکند. براي مثال می نویسید
« . من سوار اتومبیل ... هستم » و یا « . است
سپسده هدفی را که نوشته اید مرور کنید. از میان آنها هدفی را انتخاب کنید که رسیدن به
آن بیشترین تأثیر را در زندگی شما میگذارد. این هدف هر چه که هست آن را روي یکبرگ
کاغذ بنویسید، براي رسیدن به آن مهلتی تعیین کنید، برنامه ریزي کنید طبق برنامه دست به
کار شوید و هر روز براي دست یابی به هدف مورد نظر کاري انجام دهید. همین تمرین به
تنهایی میتواند زندگی شما را دگرگون کند!

 

بقیه کتاب و متن کامل کتاب در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...


شنبه 25 آبان 1392 :: 14:55 ::  نويسنده : amirkazemi1
خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند
نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى
در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند:
كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل .
در سن 30 تا ۳۵ سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند:
بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود.
بين سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند:
بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند .
در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند:
جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند .
بين 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند:
بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند.
در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند:
با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده .
بعد از ۷۰ سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند:
همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود.
 
جغرافياى آقایان
از 18 تا 50 سال مثل ايران :
راهنما و حلال مشکلات دنيا ولي در كار خود مانده .
در سن 50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق:
با یک گذشته ی درخشان.
 
بعد از 65 سالگى، شبيه عربستان هستند:

همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند



شنبه 25 آبان 1392 :: 14:53 ::  نويسنده : amirkazemi1

- مولا و غلام مشتبه شدند!  
در زمان خلافت اميرالمومنين عليه السلام مردى كوهستانى با غلام خود به حج مى رفتند، در بين راه غلام مرتكب تقصيرى شده مولايش او را كتك زد. غلام بر آشفته ، به مولاى خود گفت : تو مولاى من نيستى بلكه من مولا و تو غلام من مى باشى . و پيوسته يكديگر را تهديد نموده به هم مى گفتند: اى دشمن خدا! بر سخنت ثابت باش تا به كوفه رفته تو را به نزد اميرالمومنين عليه السلام ببرم . چون به كوفه آمدند هر دو با هم نزد على رفتند و مولا (ضارب ) گفت : اين شخص ، غلام من است و مرتكب خلافى شده او را زده ام و بدين سبب از اطاعت من سر برتافته ، مرا غلام خود مى خواند.
ديگرى گفت : به خدا سوگند دروغ مى گويد و او غلام من مى باشد و پدرم وى را به منظور راهنمايى و تعليم مسائل حج با من فرستاده و او به مال من طمع كرده مرا غلام خود مى خواند تا از اين راه اموالم را تصرف نمايد.
اميرالمومنين عليه السلام به آنان فرمود: برويد و امشب با هم صلح و سازش كنيد و بامدادان به نزد من بياييد و خودتان حقيقت حال را بيان نماييد.
چون صبح شد، اميرالمومنين عليه السلام به قنبر فرمود: دو سوراخ در ديوار آماده كن ! و آن حضرت عليه السلام عادت داشت همه روزه پس از اداى فريضه صبح به خواندن دعا و تعقيب مشغول مى شد تا خورشيد به اندازه نيزه اى در افق بالا مى آمد. آن روز هنوز از تعقيب نماز صبح فارغ نشده بود كه آن دو مرد آمدند و مردم نيز در اطرافشان ازدحام كرده مى گفتند: امروز مشكل تازه اى براى اميرالمومنين روى داده كه از عهده حل آن بر نمى آيد! تا اينكه امام عليه السلام پس از فراغ از عبادت به آن دو مرد رو كرده ، فرمود: چه مى گوييد؟ آنان شروع كردند به قسم خوردن كه من مولا هستم و ديگرى غلام .
على عليه السلام به آنان فرمود: برخيزيد كه مى دانم راست نمى گوييد، و آنگاه به آنان فرمود: سرتان را در سوراخ داخل كنيد، و به قنبر فرمود: زود باش شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله را برايم بياور تا گردن غلام را بزنم ، غلام از شنيدن اين سخن بر خود لرزيد و بدون اختيار سر را بيرون كشيد، و آن ديگر همچنان سرش را نگهداشت .
اميرالمومنين (ع ) به غلام رو كرده ، فرمود: مگر تو ادعا نمى كردى من غلام نيستم ؟



ادامه مطلب ...


- بخوانیم و بدانبم.!

اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش ...! ( واقعا این شخص باعث افتخاره ) خدا رحمتش کنه

اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش!!!
اگه هنرپیشه بود همه میشناختیمش!!!
تا به حال عکس این دانشمندان جوان و نابغه کشور را دیده اید؟
جوانی که با همه درد ها و مشکلات جسمانی تا آخرین لحظات زندگی خود دست از کسب علم و دانش برنداشت و مدال های افتخار را یکی پس از دیگری به گردن آویخت

...

محمد شیرعلی شهرضا که از دانشجویان ممتاز دانشگاه صنعتی شریف و متولد سال 1365 بود دانشجوی نابغه دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که دانشجوی نمونه کشوری سال 86، دارنده رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی در سال 85 و پژوهشگر ممتاز انجمن رمز ایران بود. در طول دوره کارشناسی خود موفق به ارایه 80 مقاله علمی در کنفرانس‌های بین‌المللی شد و 13 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر علمی پژوهشی داشت و یک اختراع ثبت شده نیز از خود به جا گذاشت. او در سال 1385 به عنوان پژوهشگر جوان ممتاز انجمن رمز ایران در مقطع کارشناسی برگزیده شد و در دومین کنفرانس بین‌المللی ایکتا 2006 (ICTTA 2006) به عنوان جوان‌ترین محقق انتخاب شد و همچنین در یازهمین کنفرانس بین‌المللی انجمن کامپیوتر ایران (CSICC2006) به عنوان جوان‌ترین محقق برگزیده شد. این دانشجوی فقید یک کتاب به عنوان «آموزش الگوریتم‌ها» تألیف کرد و همچنین 2 بخش برای دایره المعارف Encyclopedia of Mobile Computing &commerce و کتاب Handbook of on secure Multimedia Distribution را نوشته است. زمینه‌های تحقیقاتی مورد علاقه وی نهان‌نگاری اطلاعات، برنامه‌نویسی تلفن همراه و سیستم‌های تفکیک کاربران انسانی از ماشین بود.

وی چندی پیش بر اثر ناراحتی ستون فقرات درگذشت.

اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش!!!

*دوست دارم همتون به اشتراک بذارید تا خیلی ها که نمیشناسنش بشناسن و بدونن که چه انسانهایی داشتیم و داریم ولی این جوری از بین میرن متاسفانه



شنبه 25 آبان 1392 :: 14:50 ::  نويسنده : amirkazemi1

چگونگی تجزیه سه و نیم‌میلیون کیلومتر مربع از خاک كشور در قرارداد گلستان

غم تجزيه ايران 200 ساله شد

بیستم مهر ماه 1392 خورشیدی دویستمین سالگرد یکی از تلخ‌ترین رویداد‌های تاریخ ایران زمین یعنی قرارداد گلستان است، قراردادی که تجزیه متناوب سرزمین‌های ایرانی بعد از آن، جدایی بیش از سه‌و‌نیم‌میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران را به دنبال داشته است. در قرارداد ننگین 1193 خورشیدی برابر با 12 اکتبر 1813 میلادی، تمامی خانات جنوب قفقاز، شامل خانات باکو، خانات شیروان، خانات قره‌باغ، خانات گنجه، خانات شکی، خانات قبا، بخشی از خانات تالش، دربند، داغستان و گرجستان از ایران تجزیه و به روسیه واگذار شد.
یادگاری ننگین از پادشاه بی‌کفایت و بی‌لیاقت قاجار که غرق در فساد اخلاقی و حیف و میل اموال عمومی، از پاره‌های سرزمین تاریخی ایران زمین چشم پوشید... مروری دیگر بار به سرزمین‌های ایرانی که در طول زمامداری حاکمان بی‌لیاقت، ضعیف و ضد ملی قاجار در 200سال گذشته از ایران تجزیه شده‌اند، برای پیشگیری و جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته برای همه مسئولان و قاطبه مردم ایران ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. دشمنان ایران زمین امروزه نیز با تجهیز و پشتیبانی گروه‌های تجزیه‌طلب قومی و زبانی در آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان، همچنان ‌درصدد لطمه به تمامیت ارضی ایران زمین و تجزیه وکوچک‌تر کردن آن هستند، مساله‌ای بسیار مهم که به هیچ‌وجه نباید مورد غفلت مسئولان، رسانه‌ها و مردم ایران قرار گیرد.

سرزمین‌های جداشده تا پایان قاجاریه

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...


“جُهَیمان العُتَیْبى” در طلیعه‏ ى محرّم ۱۴۰۰ (= آذر ماه ۱۳۵۸)، هنگامى که هنوز تمامى حجّاج خانه‏ ى خدا به کشورهاى خویش باز نگشته بودند؛ صدها تن مرد مسلّح، از مردم وهّابى مسلک عربستان به رهبرى “جُهَیمان العُتَیْبى” با برنامه ریزى قبلى، مسجد الحرام را تصرّف کردند و با نیروهاى انتظامى دولت سعودى، به سختى درگیر شدند. شورشى‏ها از ظهور “محمّد بن عبد اللَّه القَحْطانى” برادر زن “جُهَیمان العُتَیْبى” به عنوان “مهدى موعود” خبر دادند. در پى این حادثه چندین روز مسجد الحرام در اشغال مهاجمان بود؛ تا این که دولت عربستان با امداد از مستشاران نظامى فرانسوى، مقدار زیادى آب نمک را به داخل صحن مسجد هدایت کرد؛ به طورى که تمامى صحن مسجد و زیرزمین‏هاى اطراف از آب نمک مملو شد. سپس برق فشار قوى به صحن مسجد وصل کرد؛ به خاطر وجود آب نمک – که نقش هادى قوى را بازى مى‏کند – تمامى کسانى که در صحن مسجد یا در زیرزمین‏ها سنگر گرفته بودند، دچار برق گرفتگى شدند و هلاک گردیدند. به دنبال این کار زره‏پوش‏هاى ارتش عربستان از زمین و هلیکوپترها از هوا به مهاجمان داخل مسجد هجوم بردند و با کشتن اشغالگران به ماجرا خاتمه دادند.[۲۲ ]ولى پیامد این ماجرا در محافل وهّابى‏ها چه در مقام رد یا اثبات مهدویّت هنوز ادامه دارد. به عنوان نمونه در پى آن حادثه، شیخ “عبد اللَّه بن زید آل محمود” رئیس دادگاه‏هاى شرعىِ کشور “قطر” رساله‏اى به نام “لا مهدیّ یُنتَظر بعدَ الرَّسول خَیرِ البشر” نوشت و در شهر “دوحه” پایتخت قطر انتشار داد. به فاصله‏ى اندکى شیخ “عبد المحسن بن حمد العَبّاد” عضو هیئت علمى دانشگاه اسلامى مدینه در نقد و ایراد نوشته‏ى فوق، در مجلّه‏ى رسمى آن دانشگاه به نام الجامعة الإسلامیّة تحت عنوان “الرّدّ على‏ مَن کذّب بالأحادیث الواردةِ فی المهدیّ” مقالاتى مبسوط نگاشت.



درباره وبلاگ


امیدوارم که مطالب وبلاگ من برای شمامفیدباشد. باآرزوی موفقیت برای شما
موضوعات
آخرین مطالب
post
لطفا بخوانید بسیار آموزنده است
post post post post post post post
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران