امام خامنه ای مد ظله العالی
 
 
یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:26 ::  نويسنده : amirkazemi1
به گفته اين خطيب توانا و برجسته منبر اهل بيت (ع)، هم اكنون پيكر نوراني آيت الله آقا سيد محمد كاظم قزويني موقتاً در يكي از سردخانه هاي شهر مقدس قم است تا ان‌شا ءالله ترتيبات لازم براي انتقال آن به كربلاي معلي فراهم گردد و در كنار حرم حضرت آقا امام حسين (ع) آرام گيرد.
پيكر آيت‌الله آقا سيد محمد كاظم قزويني به همراه كتاب روي سينه‌اش «فاطمة الزهراء من المهد الي اللحد؛ فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت» پس از 17 سال، سالم از قبر خارج شد.
فارس: آيت‌الله سيد محمد باقر فالي اظهار داشت: مرحوم آيت الله آقا سيد محمد كاظم قزويني از منبري‌ها و نويسندگان مهم حوزه علميه كربلاي معلي بودند. ايشان فرزند مرحوم آيت‌الله العظمي آقا سيد ابراهيم قزويني هستند كه در سن كودكي پدرشان را از دست داده و يتيم شده و در دامان مرحوم عمويشان آيت الله سيد صادق قزويني ـ پدر آيت آلله سيد مرتضي قزويني كه هم اكنون امام جماعت حرم امام حسين (ع) هستند ـ پرورش يافتند.
وي خاطرنشان كرد: آن مرحوم در كنار خدمت به منبر اهل بيت (ع)، كتاب‌هاي متعددي تاليف كرده‌اند كه از جمله آن " الامام علي من المهد الي اللحد "، "فاطمه الزهرا من المهد الي اللحد "، "الامام جواد من المهد الي اللحد "، "الامام هادي من المهد الي اللحد "، "الامام العسكري من المهد الي اللحد "و همچنين "الامام المهدي من المهد الي الظهور " است.
آيت الله فالي در ادامه با يادآوري اينكه "اين عالم رباني با توجه به دست و پنجه نرم كردن با بيماري سرطان حنجره، 17 سال پيش در شهر مقدس قم دار فاني را وداع گفتند تصريح كرد: هفده سال پيش پس از تشييع عظيم و پرشور، پيكر پاك و مطهر آيت الله سيد محمدكاظم قزويني در حسينيه كربلايي‌هاي مقيم قم در محراب حسينيه دقيقاً زير منبري كه سال‌هاي سال عرض ارادت به اهل بيت مي‌كردند به خاك سپرده شد.
وي ادامه داد: روي سينه آن مرحوم كتاب «فاطمه الزهرا من المهد الي اللحد؛ فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت»را قرار داده بودند. اين كتاب به زبان‌هاي مختلفي از جمله زبان فارسي ترجمه شده است. هم اكنون پس از 17 سال در پي توسعه حرم حضرت فاطمه معصومه (س) از خانواده ايشان مي‌خواهند كه حسينيه مذكور با توجه به همجواري با حرم مطهر تخريب شود، قبر ايشان نبش شد و مشاهده شد بدنشان تازه، كفن دست نخورده و سالم و كتاب فاطمه زهرا(س) از ولادت تا شهادت كماكان بر روي سينه مبارك شان قرار دارد.
به گفته اين خطيب توانا و برجسته منبر اهل بيت (ع)، هم اكنون پيكر نوراني آيت الله آقا سيد محمد كاظم قزويني موقتاً در يكي از سردخانه هاي شهر مقدس قم است تا ان‌شا ءالله ترتيبات لازم براي انتقال آن به كربلاي معلي فراهم گردد و در كنار حرم حضرت آقا امام حسين (ع) آرام گيرد.
مرحوم آيت اللّه سيد محمّد كاظم قزويني به سال 1348ه.ق در شهر مقدّس كربلا در خانواده علم و تقوا چشم به جهان گشود. نسب اين مرد بزرگ به حضرت امام موسي بن جعفرعليه السلام مي‌رسد. وي با وجود آن كه در آغاز جواني از نعمت والدين محروم شدند، با اين همه در راه كسب علم و كمال از پاي ننشست، پس از تكميل سطح در حوزه علميه كربلا سال‌ها در دروس خارج فقه و اصول علماي بزرگ آن سامان شركت كرد، آنگاه از راه تأليف و خطابه و منبر و تدريس فقه و اصول و تفسير مشغول خدمت شد.
ديري نگذشت كه به واسطه امر به معروف و نهي از منكر و موضع‌گيري‌هاي شجاعانه وي در برابر حاكمان مستبدّ عراق، تحت تعقيب قرار گرفت و بارها به زندان افتاد و متحمل سخت‌ترين زحمات و شكنجه‌ها شد، حتي آخرين بار به اعدام محكوم شد كه به دنبال آن پس از ماه‌ها زندگي مخفي از عراق خارج شد و بعد از مسافرت به چند كشور اسلامي در نهايت به ايران آمد، و بعد از عمري تلاش و جهاد و فداكاري و انجام خدمات علمي و ديني در روز سيزدهم جمادي الثاني سال 1415ه’.ق در شهر مقدس قم به ديار باقي شتافت. 
 


یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:25 ::  نويسنده : amirkazemi1

 پیغمبرتون گفته اینطوری باشین

 

                               یا خداتون ؟!..

 

      ضمنا اینا رو به حساب برادران اهل سنت

 

    نذارید چون اینها حاکمان وهابی -صهیونی

                              

                                        هستند!

 



یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:24 ::  نويسنده : amirkazemi1
نسخه‌ای یک‌هزار و 500 ساله از انجیل پس از 12 سال اختفا در یک کلیسای ترکیه پیدا شده که در آن خبر ظهور پیامبر عظیم‌الشان اسلام(صلی الله علیه و آله) بعد از عیسی مسیح(علیه السلام) آمده است.

به گزارش «شیعه نیوز» ، یک نسخه نادر و قدیمی یک‌هزار و 500 ساله از انجیل به زبان آرامی در ترکیه پیدا شده است که در آن خبر ظهور پیامبر عظیم‌الشان اسلام بعد از آن حضرت آمده است.

این انجیل که بر اساس گفته‌های منابع خبری 12 سال پیش کشف شده اما در خفا نگهداری می‌شد، مورد توجه واتیکان قرار گرفته است و پاپ بندیکت شانزدهم خواستار بررسی این انجیل شده است.
«آرطغرول گونای» وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه اعلام کرده است که بهای این انجیل 22 میلیون دلار آمریکاست و به دلیل آنکه در آن از زبان عیسی مسیح(علیه السلام) ظهور حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) آمده است، توسط کلیسای مسیحی ترکیه در خفا نگهداری می‌شده است.
وی افزوده است: آنچه که در این انجیل یک‌هزار و 500 ساله وجود دارد با آنچه در قرآن کریم آمده است تشابه زیادی دارد و در مضمون با عقاید اسلامی مطابق است.
در این انجیل مسیح(علیه السلام) بشر معرفی شده است و آمده است: «مسیح کاهنی را که از او درباره جانشینش سوال کرد خبرداد: محمد[صلی الله علیه و آله] اسم مبارک اوست، از سلاله اسماعیل پدر عرب من».
گونای در همین حال خبر از تقاضای رسمی پاپ برای بررسی این انجیل خبر داده و گفته است: این انجیل در سال 2000 در جزایر دریای مدیترانه متعلق به ترکیه یافت شده است و یابندگان آن نیز عده‌ای از یابندگان غیرقانونی آثار باستانی بوده‌اند که هم‌اکنون در دادگاه‌های ترکیه در حال محاکمه هستند.
در همین حال کشیش احسان ازبک از مسئولان مسیحی ترکیه گفت: این انجیل به دوران قدیس برنابا باز می‌گردد که در قرن 5 یا 6 میلادی نوشته شده است و این در حالی است که برنابا به قرن اول هجری برمی‌گردد و یکی از حواریون عیسی است.
اما «عمر فاروق» از اساتید دانشگاه‌های ترکیه گفت: بررسی علمی نشان خواهد داد که عمر حقیقی این انجیل چقدر خواهد بود و آیا آن را برنابا و یا پیروانش نوشته‌اند



یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:20 ::  نويسنده : amirkazemi1

این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌كند كه بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسی نشناخت جز امام زمان(عج). این بیانات علامه را باید در کنار نامه‌ی ایشان به فرزند خود گذاشت. به گزارش بولتن، سید مجتبی نعیمی: در اواخر سال ۱۳۰۷ هجری خورشیدی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد شد. در سن شش سالگی، به مکتبخانه رفت و خواندن و نوشتن یاد گرفت. تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه‌های آن زمان را خواند و در خردسالی، تمام قرآن را هم یاد گرفت. سپس وارد دوره‌ی ابتدایی دروس حوزوی شد. تاریخ ورود وی به حوزه‌ی علمیه، مهرماه سال ۱۳۲۳ هجری شمسی بود. متون ابتدائیهٔ درس حوزه را در آمل در نزد استادان محمد غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی، ابوالقاسم رجائی و آیت‌الله فرسیو و سایرین فراگرفت و در آمل، آغاز به تدریس چند کتاب مقدماتی نمود.

در شهریور ۱۳۲۹ خورشیدی به تهران آمد و چند سالی در مدرسه‌ی حاج ابوالفتح به سر برد و باقی کتب حوزوی را نزد آیت‌الله سید احمد لواسانی خواند. چندین سال در مدرسه‌ی مروی به سر برد و زیر نظر آیت‌الله محمد تقی آملی و حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (به مدت ۱۳ سال) درس خواند و از ایشان اجازه‌ی اجتهاد دریافت کرد. در سال ۱۳۴۲ هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته و پس از ورود به قم، آغاز به تدریس معارف حوزوی و فنون ریاضی نمود.
در همان دوران بود که به ملاقات امام خمینی(ره) رفت. خودش درباره‌ي اين ديدار اين‌طور مي‌گويد:
«قبل از پانزده خرداد سال 1342 که در تهران مشغول تدریس بودم، شنیدم حضرت آیت الله العظمی امـام خمینی(قدس سـرّه) روحانیــانی را که برای ایام محــرّم جهت تبلیغ به اطراف و اکناف می‌روند موظف نمـوده انـد که مسـایل اجتمــاعی و سیـــاسی عالَـم اسلام و مشکلات جـامعه مســلمین و خصـوصـاً اوضاع ایــران را به گوش مـردم بــرسانند و مــردم را در این زمینه آگاه نمایند.

لذا بنده که برای ایام محرّم عازم آمل بودم احســاس کــردم این وظیفه متــوجه من نیـز می باشـد و باید در انجام آن بکوشـم، بـدین جهت قبـل از آنکه بسوی آمل بروم خود را به قم رسانیدم. قمی که با هیچ یک از خیابانها و کوچه هایش آشنا نبودم. سراغ منزل امام را گرفتم و به حضورشان شرفیاب شدم و به محضرشان عرضه داشتم که بنده حسن حسن زاده آملی هستم و فعلاً در حوزه‌ی علمیه‌ی تهران مشغول تحصیل و تدریسم. اساتید من عبارتند از حضرت علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و ... شنیدم که حضرتعالی، روحانیون را مکلف کرده‌اید تا مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی مسلمین را برای عموم مردم بیان کنند. لذا من که یکی از اطبای سرشناس آملم و جهت تبلیغ عازم آن دیارم، آمده‌ام به شما بگویم من هم مانند دیگران در خدمتم و شما نیز انشاءالله در اهدافتان موفق خواهید شد و همه با هم دست بدست هم می دهیم و انشاءالله تعالی کشور را از دست فسقه و فجره نجات می دهیم و دین خدا را پیاده می کنیم.»
در خصوص علامه، مطالب زیادی گفته شده و به ابعاد تربیتی، عرفانی، اخلاقی و علمی ایشان پرداخته شده است. به طور مثال، دختر ایشان من‌باب سیره‌ی تربیتی علامه می‌گوید:
«ایشان هیچ اجباری در تربیت علمی و دینی فرزندان به خرج نمی دانند. به هیچ وجه اهل اجبار نبودند؛ نه در تحصیل علوم و نه حتی در مسائل سلوکی؛ فقط از ما می خواستند که واجبات را ترک نکنیم، تنها براین مسئله تاکید شدید داشتند. بارها به ما فرموده اند که من مسلمان تقلیدی نیستم، بیشتر مکاتب مادی و غربی را بررسی کرده ام و فهمیده ام که آنها در برابر سوالات فیزیک و متافیزیک به طور جامع پاسخی ندارند، از همین طریق به پوشالی بودن آنها پی بردم. بعد از آن هم به سراغ ادیان مختلف رفتم و پس از تحقیقات کامل، فهمیدم که هیچ کدامشان کلام و حرفی را به اتقان قرآن و کلام ائمه اطهار ندارند، لذا دین اسلام را پذیرفتم و بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم.»
اما آنچه در خصوص اکثر علما، بویژه حضرت علامه حسن‌زاده اتفاق افتاده، غفلت از وجه سیاسی ایشان است. تا جایی که بعضاً تصور می‌شود این بزرگواران، رویکرد سیاسی نداشته و شاید این سکوت ساختگی، نشانه‌ای‌ست از عدم همراهی آنها. در حالی که این آیات الهی، از حامیان خاص نهضت خمینی کبیر بوده و هستند. 
به طور مثال، درباره‌ی آیت‌الله حسن‌زاده باید گفت همراهی علامه با انقلاب اسلامی، بعد از پیروزی آن بیشتر شد. خصوصاً پس از رحلت حضرت امام و به رهبری رسیدن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جملاتی که ایشان نسبت به رهبر انقلاب فرموده‌اند جالب توجه است.

برای نمونه، استاد رمضانی پیرامون سفر مقام معظم رهبری به آمل، خاطره‌ای تعرف می‌کنند که جالب توجه است:
«روزی خدمت علامه بودم و در مورد تعابیری هم‌چون "قائد ولی وفی"، "رائد سائس وفی"، "مصداق بارز نرفع درجات من یشاء" و "دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد" كه ایشان برای مقام معظم رهبری به كار برده‌اند، گفت‌وگو و سؤال ‌كردم. چرا كه آن زمان برخی نتوانستند این ستایش‌ها را تحمل كنند و به استاد خرده گرفتند. وی افزود: به استاد عرض كردم كه برخی، عبارات شما در تمجید از مقام معظم رهبری را برنتافته‌اند. ایشان فرمودند: این عناوین بسیار خوب و به‎جا بود و از نظر بنده هیچ مشكلی ندارد.»
این سخنان حضرت علامه در شرایطی است که علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی در استقبال از رهبر انقلاب، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این كار را نكنید. علامه حسن‌زاده می فرمایند: «اگر یك مكروه از شما سراغ داشتم این كار را نمی‌كردم.»
و یا در جایی دیگر به رهبر انقلاب فرمودند: «به جد اطهرت قسم که اگر می شنیدم که تو دست کجی، یک دونه خرما را میشنیدم یا میدیدم که دستت کج بود ولو به یک دونه خرما، به استقبالت نمی اومدم. چون میبینم پاکی اومدمُ چون میبینم به اخلاص داری کار میکنی اومدم.»
اما ابراز ارادت حضرت علامه به رهبر انقلاب به همین‌جا ختم نمی‌شود. زیرا بعد از این دیدار، استاندار مازندران به همراه جمعی از مسؤولان استانداری، با آیت الله حسن‌زاده در آمل دیدار کردند. آیت الله حسن‌زاده آملی با اشاره به توصیه‌های مقام معظم رهبری در امورات مختلف، در خصوص امر ولایت فرمودند: «همگان باید عامل موثری باشیم و برای تقویت جایگاه ولایت فقیه سعی کنیم.»
اما یکی از شاگردان بنام ایشان نیز، در خصوص این دیدار خاطرۀ جالبی تعریف می‌کنند. حجت‌الاسلام والمسلمین صمدی آملی، یک روز پس از سفر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آمل به دیدار علامه رفته و ایشان، نکته‌ای در خصوص دیدار مذکور فرمودند: «اگر یک میکرون در آقای خامنه‌ای غل و غش، ناخالصی، غل و غش و (هر تعبیری می‌خواهید)، یک میکرون، یک میلیونوم، یک هزارم این‌ها در ایشان می‌دیدم نمی‌آمدم، چه کار دارم؟»
حضرت علامه حسن‌زاده در جای دیگری پیرامون حضرت آفا فرموده‌اند: «گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوش‌شان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.»
این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌كند كه بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسی نشناخت جز امام زمان(عج).
این بیانات علامه را باید در کنار نامه‌ی ایشان به فرزند خود گذاشت. ایشان در قسمتی از این نامه می‌نویسند:
«و بدان که علم و عمل دو حقیقت انسان سازند و علم، امام عمل است، و اکنون هنگام تحصیل علم و اعتیاد به عمل صالح ان عزیز است، به انتظار فردا مباش که به فرموده ی انسان اگاهی:
در جوانی به خویش می گفتم                    شیر شیر است گر چه پیر بود

تا  به  پیری  رسیده ام  دیدم                      پیر پیر است گر چه شیر بود»

به عبارت دیگر، توصیفات، بیانات و نظرات علامه در خصوص نهضت امام خمینی(ره) و حمایت از مقام معظم رهبری، تا زمانی که به مقام عمل نرسد، ارزشی نداشته و لازم است تا از چنین الگوهایی که خود، مصداق کانل عالم عامل هستند، تأثیر عملی ببینیم و در میدان امتحان، خود را نشان دهیم. البته با عنایت به اینکه، "به انتظار فردا مباش". خود علامه جاي درباره‌ي اين موضوع گفته است:
«بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏ بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است؛ و وقت هم خیلى کم است. وقت‏ خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏». یعنى شتران تشنه را مى ‏بینید که وقتى چشم‌شان به نهر آب افتاد چگونه مى ‏کوشند و مى ‏شتابند و از یکدیگر سبقت مى ‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏ هاى رحمان ‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏ خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن. وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏ بسازیم.»



یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:16 ::  نويسنده : amirkazemi1

جزیره خضراء از چه زمانی بر سر زبان ها افتاد و چه کسانی آن محل سکونت امام زمان (عج) معرفی کردند؟ علامه حسن زاده آملی صراحتا نظر خود را در این باره بیان داشتند.

برخی بر این باورند که جزیره خضراء محل سکونت امام زمان (عج) در زمان غیبت کبری آن حضرت می باشد. آیا واقعا چنین چیزی صحت دارد یا خیر؟ علامه حسن زاده آملی در پاسخ به این سوال می فرمایند:
مرحوم حاجى نورى راجع به جزیره خضراء روایتى نقل کرده است . یکى از فواید محضر شریف علامه شعرانى این است که ایشان باز حاشیه اى در اینجا دارند که ما آن حاشیه را در هزار و یک نکته آوردیم .
ایشان مى فرمود که : جزیره خضراء الان هم هست . از بلاد اندلس است . جزیره اى است خیلى سبز و خرم . نوعا جزیره ها خضراء هستند.ولى آن جزیره ویژگى خاصى دارد. مهدى فاطمى آن جا را پایتخت خودش قرار داد و محل حکومتش بود. بعد این مهدى فاطمى و جزیره خضراء، سر زبانها افتاد و دهان به دهان نقل شد، و بعضى از این جهال نقله ، مهدى فاطمى را تبدیل کردند به حضرت مهدى بقیه الله (عج ) و ایشان را در جزیره خضراء اسکان دادند. و جزیره خضراء را با مثلث برمودا ارتباط دادند. چه کارها کردند، چه چیزها دنباله این حرف آوردند و دیگران هم گرفتند این را در این کتاب و آن کتاب نوشتند.
راجع به این مثلث برمودا که خیلى حرفش هست ، هم همین طور. متاءسفانه آقایان فرمایشى را که مى شنوند اینها را مى آورند اسناد مى دهند به دین و آیین . به دین شریفى که یکپارچه برهان و عقل است : قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین .

خداوند درجات حضرت استاد آیت الله جناب آقاى رفیعى را متعال بفرماید، ایشان درباره لو لا الحجه لساخت الارض و امثال این گونه بیانات درباره حجت که انسان حجت مى خواهد، مى فرمود: وجود بقیه الله که سر الله است ، لازم است و نظام هستى بدون واسطه فیض و انسان کامل نمى شود.
این به جاى خود، که براى اثبات آن دلیل و برهان داریم ، حرف داریم و برهان حکمى ، مطالب عرفانى ، آیات ، روایات در شرف متواتر و متضافر. اما حجتى که روایات ما را به آن تشویق مى فرمایند که عالم حجت مى خواهد لو لا الحجه لساخت الارض این حجت یعنى عقل ، یعنى برهان ، یعنى دلیل.
انسان که به گزاف هر چیزى را نمى گوید، در حرفهایش تثبت مى خواهد، در پذیرفتنش تثبت و تدبر مى خواهد. دین ، دین عقل و برهان است . حالا مثلث برمودا در دریا، آن محوطه زیر دریا کوه مغناطیس دارد، سنگ مغناطیس ، قوه مغناطیسى . مى دانید قطب جغرافیایى زمین یک قطب است که نسبت به کره سنجیده مى شود، و نیز زمین ، قطب مغناطیسى دارد. قطب مغناطیسى قرار ندارد، چرخش دارد و مقدارى چرخش هم با قواعد ریاضى معلوم مى شود. این قطب مغناطیسى مثلث برمودا هم زیر دریا است ، لذا کشتى هایى به به خود کشیده ، بلکه طیاره را از هوا به خود کشیده ، و بسیار قوى است ، این را به حساب امام زمان (عج ) گذاشتند



شنبه 05 مرداد 1392 :: 14:14 ::  نويسنده : amirkazemi1

بااین بازیکنان وکادرفنی آیامیشودتصورکردکه تیمی دیگرقهرمان لیگ وجام حذفی قهرمانان آسیاشود؟

 

باین بازیکنان:امیرحسین صادقی،پژمان منتظری،هاشم بیگ زاده،خسروحیدری،جوادنکونام،آندوتیموریان،وکسانی باچنین آمادگی مثال زدنی مثل پژمان نوری ومحمدقاضی وبرهانی،وبازیکنی باچنین انگیزه فوق العاده یعنی نیکبخت ونظری وان شاءالله بازگشت رحمتی  تیم ملی را تسخیر می کنیم وهم درجام جهانی خوش می درخشیم وهم قهرمان لیگ وحذفی وازهمه مهم ترجام قهرمانان آسیاخواهیم شد.

 



شنبه 05 مرداد 1392 :: 13:51 ::  نويسنده : amirkazemi1



شنبه 05 مرداد 1392 :: 13:48 ::  نويسنده : amirkazemi1



جمعه 04 مرداد 1392 :: 15:00 ::  نويسنده : amirkazemi1

در مورد آن سالى كه حضرت قائم (عليه السلام ) قيام مى كند و همچنين در مورد روز قيام نيز رواياتى نقل شده است ،به عنوان نمونه :

 1 - ابوبصيرمى گويد: امام صادق (عليه السلام ) فرمود:حضرت قائم قيام نمى كند مگر درسال طاق مانند: سال يك ، سه ، پنج ، هفت و نه.

 2 - نيزابوبصيرمیگويد: امام (عليه السلام ) فرمود:در شب بيست و سوم (ماه رمضان ) به نام قائم (عليه السلام ) ندا داده مى شود (اعلام میگردد) و در روز عاشورا قيام مى كند و آن روزى است كه امام حسين (عليه السلام ) درآن كشته شد، گويى اكنون آن حضرت را در روز شنبه ، دهم محرّم مى نگرم كه بين حجرالاسود و مقام ابراهيم (كنار كعبه ) ايستاده و جبرئيل در سمت راست او ندا مى كند:اَلْبَيْعَةُ للّه ؛ بيعت براى خدا (كه صداى او به همه جهانيان مى رسد.

پس پيروان آن حضرت از همه نقاط زمين ، به سوى او رهسپار مى گردند و زمين براى آنان پيچيده مى شود (و در نتيجه آنان زودتر به محضر آن بزرگوار مى رسند) و با آن حضرتبيعت مى نمايند و خداوند به وسيله او سراسر زمين را پر از عدل و داد مى كند،همانگونه كه پر از ظلم و ستم شده بود.

 1 -  خروج سفيانى (سفيانى ، يكى از طاغوتهاى مقدّس از نسل ابوسفيان است و در شام به دست سپاه حضرت مهدى (عليه السلام ) شكست خورده و كشته میشود. 

 2 -  كشته شدن سيّدِ حسنى (جوان خوش صورت از آل امام حسن (عليه السلام ) با سپاهش به حمايت از امام زمان (عليه السلام ) برمى خيزد و سرانجام، به شهادت مى رسد.

 3 -  اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا.

 4 -  گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان .

 5 - گرفتن ماه در آخر آن ماه ، برخلاف عادت و نظم فلكى.

 6 -  فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مكّه و مدينه.

 7 -  فرورفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب .

 8 -  توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.

 9   طلوع خورشيد از مغرب .

 10 - كشتن نفس زكيّه درپشت كوفه همراه هفتاد نفر از نيكان .

 11 - سر بريدن يك مرد هاشمى بين حجرالا سود و مقام ابراهيم عليه السلام .

 12 - ويران شدن ديوار مسجد كوفه .

 13 - به اهتراز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان .

 14 - خروج يمانى (يمانى از مردان نيك و طرفدار امام زمان (عليه السلام ) است ) كه به حمايت از آن حضرت ، با سپاه خودبرمى خيزد. 

 15 - ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر مردم شام .

 16 - فرود تركها به جزيره .

 17 - ورود روميان به رمله .

 18 - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق كه همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد كه نزديك شود كه آن دو جانب به همديگر متّصل شوند.

 19 - پديد آمدن سرخى در آسمان كه درفضا پراكنده گردد.

 20 - آتشى در طول مشرق ، آشكار شود و سه روز يا هفت روز درآسمانى باقى بماند.

 21 - پاره نمودن عرب اسارت خود را و حكومت عرب بر شهرها وكشورها.

 22 - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم .

 23 - كشتن امير مصر،توسّط مردم مصر.

 24 - خراب شدن شام .

 25 - اختلاف سه پرچم در شام كشمكش سه گروه.

 26 - ورود دو پرچم قيس و عرب به كشور مصر.

 27 - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله كنده در خراسان .

 28 - آمدن اسبهايى از جانب مغرب ، تا اينكه در كنار حيره (نزديك كوفه ) بسته شوند.

 29 - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره .

 30 - طغيان آب فرات ، به طورى كه سرازير كوچه هاى كوفه گردد.

 31 - خروج شصت دروغگو كه همه آنان ادّعاى نبوت میكنند.

 32 - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب (عليه السلام ) كه همه آنان ادّعاىامامت براى خود دارند.

 33 - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين ) و سرزمين خانقين .

 34 - بستن پلی نزديك محله كرخ بغداد.

 35 - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز.

 36 - زلزله شديد در بغداد.

 37 - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله .

 38 - ترس عمومى كه عراق و بغداد را فراگيرد.

 39 - مرگهاى سريع و عمومى دربغداد.

 40 - كم شدن اموال و انسانها و محصول كشاورزى .

 41 - پيدايش ملخ درفصل خود و در غير فصل خود تا آنجا كه زراعتها و غلاّت را از بين ببرد.

 42 - كم شدن غلاّت و محصولات گياهى .

 43 - اختلاف و كشمكش در ميان دو صنف از عجم وخونريزى بسيار بين آنان .

 44 - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و كشتناربابان .

 45 - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران ، به صورت ميمون و خوك .

 46 - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان .

 47 - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى كه هركسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود.

 48 - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد.

 49 - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند.

 50 - در پايان همه ، 24بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشك را پس از مرگش ، زنده و سبز و خرّم مى كند وبه دنبال آن بركتهاى زمين بروز مى نمايد و در دسترس قرار مى گيرد.

و بعد از اين حوادث ، هرگونه بلا و ناراحتى و گرفتارى معتقدين به حق از شيعيان حضرت مهدى (عليه السلام ) برطرف مى گردد، در اين هنگام آنها آگاه شوند كه امام عصر (عَجَّلَ اللّه تعالى فَرَجَه الشّريف ) در مكّه ظهوركرده است براى يارى او به سوى مكّه رهسپار شوند، چنانكه روايات ، بيانگر اين مطلباست .

اين نشانه هايى كه ذكر شد، پاره اى از آنها حتمى است و پاره اى مشروط به شرايطى است و خداوند داناتر است كه چه خواهد شد و ما آنچه را نقل كرديم ، از كتب ازحديث و روايات ، گرفته شده ، از خداى بزرگ كمك مى جوييم و از درگاه او توفيق سعادتمى خواهيم .

چند نمونه از روايات علائم ظهور...

 1 - سيف بن عميرهمى گويد: نزد ابوجعفر، منصور دوانيقى (دوّمين خليفه عباسى ) بودم ، آغاز به سخن نمود و به من گفت : اى سيف بن عميره ! ناگزير از آسمان به نام مردى از فرزندان ابوطالب ، ندا شود.

گفتم : تواين حديث را نقل مى كنى ؟!

گفت : سوگند به كسی كه جانم در دست اوست ! به گوش خودم شنيده ام .

گفتم : من اين حديث را تاكنون نشنيده بودم!

گفت : اى سيف ! اينسخن ، حق است و وقتى كه ندايى از آسمان آمد ما نخستين كسى هستيم كه به آن پاسخ مثبت مى دهيم بدان كه اين ندا به نام يكى از پسر عموهاى ماست .

گفتم : از فرزندان حضرت فاطمه (سلام اللّهُ عليها.

گفت : آرى ، اى سيف !

اگر من اين سخن را ازشخص محمّد بن على (امام باقر (عليه السلام ) ) نشنيده بودم ، اگر همه مردم روى زمين به من مى گفتند، نمى پذيرفتم ، ولى محمّد بن على (امام باقر (عليه السلامگوينده اين سخن است.

 2 - عبداللّه بن عميرمى گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:روز قيامت برپا نمى شود تا وقتی كه مهدى از فرزندان من خروج كند و او خروج نمى كند تا اينكه شصت نفر كذّاب ، كه همه آنان مى گويند: من پيغمبر هستم.

 3 - ابوحمزه ثمالی مى گويد: به امام باقر (عليه السلام ) عرض كردم : خروج سفيی از امور حتمى است ؟

فرمود:آرى و نداى آسمانى از امور حتمى است ، و طلوع خورشيد از مغرب ، از امور حتمى است و اختلاف بين بنى عباس در سلطنت از امور حتمی است و كشته شدن نفس ‍ زكيّه حتمى است . و خروج قائم (عليه السلام ) ازآل محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) حتمى است.

گفتم : نداى آسمانى چگونه است .

فرمود: در آغازروز، منادى از آسمان ندا مى كند:

الا ان الحق مع على وشيعته ؛ آگاه باشيد، حق با على (عليهالسلام ) و شيعيان اوست.

سپس درآخر روز، در زمين ندا مى شود:

اَلااَنَّ الْحَقَّ مَعَ عُثْمانِ وَشِيَعتِهِ ؛ آگاه باشيد حقّ با عثمان و پيروان اوست.

در اين هنگام رهروان راه باطل به شك مى افتند.

 4 - ابى خديجه مى گويد: امام صادق (عليه السلام ) فرمود:قائم (عليه السلام ) خروج نمیكند تا دوازده نفر از بنى هاشم قبل از او مى آيند و هركدام از آنان ، مردم را به سوى (امامت ) خود دعوت مى نمايد.

 5 - اميرمؤمنان على (عليه السلام ) فرمود:در آستانه ظهور قائم (عليه السلام ) مرگ سرخ و مرگ سفيد به وجود مى آيد و ملخهايى كه همانند رنگ خون ، قرمز هستند در فصل و در غير موقع ،آشكار مى شوند، اما مرگ سرخ عبارت از كشتن با شمشير است و اما مرگ سفيد، عبارت ازبيمارى طاعون مى باشد.

 6 - جابر جُعفمى گويد: امام باقر (عليه السلام ) فرمود:در زمين قرار گير و دست و پايت را حركت مده تا نشانه هاى (ظهور) را كه براى تو مى گويم بنگرى ، ولى گمان ندارم عمر تو كفاف كندو تو به آن زمان برسى (مقدارى از آن نشانه ها عبارتند از:) اختلاف بنى عباس ، نداىآسمانى ، فرو رفتن قريه اى از قريه هاى شام به نامالجابيه ورود تركها به جزيره ، ورود روميان به رَمْله ، اختلاف و كشمكش بسيار در همه نقاط زمينتا اينكه شام ويران گردد و علّت خرابى آن ، جمع شدن سه گروه داراى سه پرچم در آناست كه عبارتند از: 1 - پرچم اصهب 2 - پرچم ابقع 3 - پرچم سفيانى.

 7 - ابوبصيرمیگويد: از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه اين آيه را خواند:

 (اِنْ نَشَاءْنُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ اَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ.

اگر ما اراده كنيم (مى توانيم ) از آسمان براى آنان نشانه اى نازل مى كنيم كه گردنهايشان دربرابر آن خاضع گردد.

سپس فرمود:به زودى خداوند اين نشانه رابراى آنان مى فرستد.

عرض كردم : براى چه كسى مى فرستد؟.

فرمود:برای بنى اُمَيّه و پيروان آنان.

گفتم : آن نشانه چيست ؟

فرمود:توقّف خورشيدا ز آغاز ظهر تا وقت عصر. و ديده شدن سينه و صورت مردى در قرص خورشيد كه حسب و نسبش معلوم باشد و اينها در زمان سفيانى رخ مى دهد و در اين هنگام ، سفيانى و پيروانش نابود مى شوند.

 8 - سعيد بن جُبَير (مفسّر عاليقدر شيعه ) مى گويد: در آن سالى كه حضرت مهدى ( عليه السلام ) در آن قيام مى كند، 24 روز باران مى آيد و آثار و بركات باران در آن سال آشكار مى گردد.

 9 - ثعلبهاَزُدى مى گويد: امام باقر (عليهالسلام ) فرمود:دو نشانه ، قبل از ظهورقائم (عليه السلام ) پديد مى آيد:

 1 - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان .

 2 - گرفتن ماه در آخر همان ماه.

عرض كردم : كسوف خورشيد در آخر ماه رمضان و خسوف ماه در نيمه ماه میباشد؟

فرمود:من به آنچه مى گويم آگاهتر هستم و اين دو حادثه ، نشانه اى است كه از زمان هبوط آدم (عليه السلام ) تاحال اتفاق نيفتاده است.

 10 - محمّد بن مسلممى گويد: از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم فرمود:پيش از ظهور قائم (عليه السلام ) از سوى خدا،بلا و آزمايش به وجود مى آيد.

عرض كردم : فدايت شوم ! آن بلا چيست ؟ اين آيه را خواند:

 (وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَىءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الاَْمْوالِ وَالاَْنْفُسِوَالثَّمَراتِ ... .

 :قطعا همه شما را با چيزى از ترس ، گرسنگى ، زيان مالى وجانى و كمبود ميوه ها آزمايش مى كنيم.

سپس (معناى آيه را توضيح داد و) فرمود: ترس از شاهانبنى فلان (بنى عباس ) گرسنگى از گرانى قيمتها و كمبود اموال ، از كساد و ركود تجارت و بهره اندك از آن و كاهش ‍ ميوه ها و محصول به خاطر خشگى زمين و كمى بركت ميوهها.

سپس دنبال آيه فوق را خواند:(وَبَشّرِ الصّابِرينَ) ؛و به صابران مژده بده مژده از اينكه در آن هنگام ، حضرت قائم (عليه السلام ) به زودى خروج كند. 

 11 -  منذر جوزى میگويد: از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم فرمود:مردم در آستانه قيام حضرت قائم (عليه السلام ) از گناه دست مى كشند به خاطر آتشى كه در آسمان آشكار شود، و سرخى اى كه سراسر صفحه آسمان را فراگيرد و فرو رفتن زمين در بغداد و در بصره و خونريزى و خرابى خانه ها در بصره ونابودى مردم آن و ترس ‍ همگانى بر عراق كه مردمش را پريشان و نگران كند.



درباره وبلاگ


امیدوارم که مطالب وبلاگ من برای شمامفیدباشد. باآرزوی موفقیت برای شما
موضوعات
آخرین مطالب
post
لطفا بخوانید بسیار آموزنده است
post post post post post post post
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران