|
امام خامنه ای مد ظله العالی |
|||
|
سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 20:50 :: نويسنده : amirkazemi1
پس از شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ، فرزندانش شبانه جنازه آن حضرت را در زمین بلندی مخفیانه به خاک سپردند. سالها گذشت . جز ائمه علیهماالسلام و نزدیکان آنها نمیدانستند قبر آن حضرت کجا است . تا اینکه در زمان خلافت هارون الرشید حادثهای سبب پیدا شدن قبر حضرت گردید و آن حادثه چنین بود؛
عبدالله بن حازم میگوید: سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 20:47 :: نويسنده : amirkazemi1
اين وصيت، گرچه خطاب به حسنين - عليهما السلام - است ولى در حقيقت براى تمام بشر تا پايان عالم است. اين وصيت را عده اى از محدثان ومورخانى كه قبل از مرحوم سيد رضى وبعد از او می زيسته اند با ذكر سند نقل كرده اند.(1) البته اصل وصيت بيشتر از آن است كه مرحوم سيد رضى در نهج البلاغه آورده است. اينك قسمتى از آن را مىآوريم:
سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 20:45 :: نويسنده : amirkazemi1
یک حادثه ای مربوط به امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که نقل کرده اند در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان رخ داده است و آن این است که در روز سیزدهم ماه رمضان – و ظاهراً آن روز، روز جمعه بوده است – ایشان موعظه می کردند و خطبه می خواندند، برای مردم صحبت می کردند و مردم در مسجد نشسته بودند و از جمله کسانی که در مسجد نشسته بودند دو فرزند بزرگوارشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند. یک مرتبه وسط صحبت خطاب می کنند به امام حسن، می فرمایند فرزندم حسن! چند روز از این ماه گذشته است؟ امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این ماه مبارک رمضان به طور اشاره و کنایه و گاهی صریح ولی بدون اینکه جزئیات و خصوصیات و وقت (حادثه شهات خود) را دقیقاً تعیین بفرماید یک حالتی را نشان می داد که نگرانی کلی برای همه و در درجه اول برای خاندان ایشان به وجود آورده بود. سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 20:41 :: نويسنده : amirkazemi1
«عدي بن حاتم» يكي از كبار صحابه و از علاقه مندان مولاي متقيان است. اين مرد در اواخر عمر رسول خدا(ص) اسلام آورد و اسلامش نيكو شد. در زمان خلافت علي(ع) در خدمت آن حضرت بود و سه پسرش به نام طريف و طرفه و طارف در ركاب آن حضرت در صفين شهيد شدند. یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 16:16 :: نويسنده : amirkazemi1
یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 16:03 :: نويسنده : amirkazemi1
هر حیوانی که پیرمرد روستای بالانیج ارومیـه را نیش بزند، بعد از چند ثانیه از پای میافتد و زود میمیرد.
سایت ندای ارومیه : در روستای بالانیج ارومیــه آدرس پیر مرد 92 ساله گزارشمان را از هر کسی که می پرسیدیم لبخند برای لبانش جاری می شد و خانه حسن آقا را نشانمان می داد. در این حوالی کمتر کسی پیدا می شود که نام حسن زَهَر معروف را نشنیده باشد،شاید به القاب و عناوینی متفاوت.
تا کنون حدود 16 مار و چندین عقرب خطرناک در اثر گزش حسن آقا کشته شده اند نه آنکه حسن آقا بخواهد مارها و عقرب ها را بکشد،بلکه خطرناک ترین موجودات گزنده با نیش زدن حسن سریعا از پا درآمده اند. یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:34 :: نويسنده : amirkazemi1
در جنگ جهاني اول (1916 ميلادي) هنگامي که عده اي از سربازان انگليسي در چندکيلومتري شهر بيتالمقدس مشغول سنگرگيري براي حمله بودند،در دهکده ي کوچکي به نام « اونتره» يک لوح نقره اي پيدا کردند، که حاشيه اش با جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش، خطوطي به حروف طلايي نگارش يافته بود. و چون آن را نزد فرمانده ي خود « ميجر- اي- ان- گريندل» بردند، هر چه کوشيد نتوانست از آن چيزي بفهمد. ولي دريافت که اين نوشته ها به زبان وخطي بسيار قديمي نوشته شده. وبالاخره اين لوح به وسيله وي دست به دست گرديد تا به سرپرستان ارتش بريتانيا « ليفتونانت » و « گلدستون » رسيد و ايشان هم آن را به دست باستان شناسان بريتانيا سپردند. پس از پايان جنگ (1918 ميلادي) در باره ي لوح مذکور به تحقيق پرداختند، وکميته اي تشکيل دادند که اساتيد شناخت زبانهاي باستاني بريتانيا،آمريکا، فرانسه و آلمان عضو آن کميته بودند. پس از چند ماه بررسي و تحقيق در 3 ژاويه سال 1920 ميلادي معلوم شد که اين لوح، لوح مقدسي است به نام « لوح سليماني» و در آن سخناني از حضرت سليمان نوشته شده. که به الفاظ عبراني قديم نگارش يافته و در زير ترجمه ي فارسي آن را آورده ميشود براي رويت متن عبراني به منابع زير مراجعه شود. -ترجمه ي لوح سليماني: الله، احمد، ايلي، باهتول، حاسن، حاسين ياه احمد مقذا = اي احمد به فريادم رس. ياه ايلي انصطاه = يا علي مرا مددي فرما. ياه باهتول کاشئي = اي بتول نظر مرحمت فرما. ياه حاسن اضو مظع = اي حسن کرم فرما. ياه حاسين بارفو = اي حسين خوشي بخش. امو سليمان صوه عئخب زالهلاد اقتا = اين سليمان اکنون به اين گنج بزرگوار استغاثه مي کند. بذات الله کم ايلي = و علي قدرت خدا است. *** و چون اين خبر به اسقف اعظم انگلستان (Lord Bishop ) رسيد، نامه اي به کميته نوشت. که خلاصه ي نامه به شرح زير است: اگر اين لوح در موزه گذاشته شود و در ديد عموم قرارگيرد، اساس مسيحيت متزلزل خواهد شد. وسرانجام خود مسيحيان جنازه ي مسيحيت را بر دوش بلند نموده و در قبر فراموشي دفن خواهند کرد. لذا بهتر است لوح مذکور، در رازخانه ي کليساي انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سِر کسي آن را نبيند. لازم به ذکر است کساني که از نزديک اين لوح را ديده اند، وبينشي داشته اند. یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:33 :: نويسنده : amirkazemi1
هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱ میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرنسه چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئوله نمی گذرد؟! و آیا ممکن است محمد(ص) هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته؟ پروفسور موریس بوکای تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند. پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر ذر مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و آیه ۹۲ سوره یونس را برای او تلاوت نمود. این آیه او را بسیار تحت تاثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد ( لایاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنریل من حکیم حمید). فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک ءایه و ان کثیرا من الناس عن ءایتنا لغفلون/۹۲-یونس پس امروز بدن و جسد(بی جان تو را ) از امواج رهایی می بخشیم به این دلیل که برای آیندگان نشانه ای از سرانجام گناه باشی تا افراد ظالم از تو عبرت گرفته و دست از ستم خود بکشند و افراد مومن برا ایمانشان افزوده شود و با اراده محکم تری براساس اعتقادات خویش عمل کنند، اما بسیاری از مردم از آیات و نشانه های ما غافلند. منتقل کند. جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند. رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود. تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است. حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟! یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:30 :: نويسنده : amirkazemi1
آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین علیه السلام با جمعی حضور دارند. یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 15:28 :: نويسنده : amirkazemi1
در حدود سال ۱۲۳۸ هجری قمری، سیل عظیمیآمد و تمام اراضی مزروعی و باغات اطراف شهرری را آب فرا گرفت و بعضی از مناطق را تخریب نمود که در این حادثه، واقعه عجیبی نیز اتفاق افتاد و بعد از سالیانی طولانی قبر شیخ صدوق منکشف شده و بدن شریف وی تازه و معطر و کاملا سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردید. تفصیل این واقعه را بسیاری از بزرگان در کتب خود، مانند: خوانساری در کتاب روضات، تنکابنی در کتاب قصص العلمأ، مامقانی در کتاب تنقیح المقال، خراسانی در کتاب منتخب التواریخ، قمیدر کتاب فوائد الرضویه و رازی در کتاب اختران فروزان ری و همچنین در مقدمه کتب مرحوم صدوق، از جمله کتاب کمال الدین صدوق و مقدمه کتاب خصال صدوق نقل نمودهاند.اما شرح واقعه چنین است:
پس از بررسیهای کامل و پیدا شدن این سنگ نبشته و تایید علمأ و امینان مردم، در صحت و شناسایی جسد مطهر شیخ صدوق، جای هیچگونه تردیدی باقی نماند؛ و لذا دستور دادند، سرداب را بازسازی کنند و در آن را بستند و حفره پدید آمده را نیز مرمت کردند و بنایی مناسب بر آن ساختند و به بهترین وجه تزیین و آیینه کاری نمودند. مرحوم آیة الله مرعشی نجفی کلامیرا نیز در ادامه بیان میدارند که: ” مرحوم پدرم، علامه سید محمد مرعشی نجفی میفرمودند: من دست آن بزرگوار را بوسیدم و دیدم که تقریبا پس از نهصد سال که از مرگ و دفن شیخ صدوق میگذرد، دست ایشان، بسیار نرم و لطیف بود. “ منبع:
|