امام خامنه ای مد ظله العالی
 
 

در حدیث معتبر از حضرت صادق (ع) نقل شده که:

مشیت حضرت احدیت  چون تعلق گرفت  بر آن که حضرت آدم را خلق نماید جبرئیل را به زمین فرستاد تا این که قبضه از خاک های مختلفه زمین بردارد تا حضرت آدم را از او ایجاد نماید وچون جبرئیل خواست مقداری از خاک بگیرد زمین از او سوال کرد؟ که منظور خدا از خلقت  آدم چیست؟

فرمود آنکه او را وذریه او را مکلف به عباداتی بنمایید وهریک از آنهایی را که اطاعت او را نمودند دائما در جوار  رحمت خویش در بهشت برین از انها پذیرایی نماید وهریک از آنهایی را که نافرمانی کردند تا ابد در زندان آتشین خود جهنم آنها را معذب دارد، زمین چون این سخن را از  جبرئیل شنید او را به حضرت حق قسم داد که از من بر مدار زیرا من طاقت عذاب  حضرت سبحان را ندارم.

ولذا جبرئیل بدونآنکه چیزی از زمین بردارد برگشت و به خدا عرض  کرد چون زمین  مرا به عزت و بزرگواری تو قسم داد از او بر نداشتم خداوند میکائیل (ع) و اسرافیل را هم که از برای آوردن خاک مامور گردانید، زمین  هر یک را قسم داد که از او بر ندارد و آنها هم برگشتند بدون ایکه چیزی از خاک زمین بردارند خداوند عزرائیل را مامور به آوردن خاک نمود و چون عزرائیل خواست از زمین خاک بردارد هرچه زمین او را به خداوند جهان قسم داد که از من بر مدار.

عزرائیل توجهی نکرد و فرمود  من از مخالفت دستور خدای خویش می ترسم وهرگز به واسطه تضرع تو بر خلاف امر خدای خویش نخواهم نمود ولذا مقداری از نقاط مختلفه خاک برداشت وبه نزد حضرت سبحان حاضر نمود.

خداوند از او تقدیر کرد و فرمود چنانچه در آوردن خاک، تو امتثال امر مرا نمودی و به تضرع وزاری زمین رحم نکردی در قبض روح اولاد آدم هم تو را مامور نمودم تا اینکه به احدی رحم ننمایی و در بغل مادر بچه شیر خوار او را قبض روح نمایی وبین مادر وبچه اش جدایی اندازی ودو برادر را به واسطه مرگ از هم جدا سازی وبین زن ومردی که سالها الفت بوده به واسطه مرگ مفارقت اندازی ولذا از این رو حضرت عزرائیل (ع) از طرف حضرت سبحان مامور به قبض روح بندگان خدا گردید.



انس بن مالک روایت کرده که: روزی حضرت رسول الله(ص) فرمود: در این ساعت برادرم جبرئیل به من خبر داد که جریر بن عطای جریح از دنیا رفت و جان او را به آسمان بردند؛ بهشت و دوزخ را به او نشان دادند عجایب و غرایب بسیار دید باز او را به دنیا فرستادند او را بطلب و از او بپرس تا از احوال آخرت تو را خبر دهد و اصحاب بدانند که چه در پیش است.

حضرت او را طلب نمود و فرمود: شرح حال خود را بازگوی، جریر عرض کرد: یا رسول الله در دکان نشسته بودم که تنم ناخوش گردید، برخواستم و به خانه رفتم زبانم از کار افتاد و بر بستر بیماری خوابیدم و از خود خبر نداشتم در این حالت قومی را دیدم مثال گرگان در بالین من ایستاده اند، و زمان دیگر جمعی را دیدم که به صورت خوکان آمدند و بر جناب راست من ایستادند و زمانی دیگر گروهی را دیدم به صورت شیران آمده بر جانب چپ من ایستادند من به ایشان نگاه می کردم و زبانم بند شده بود و دیگر نمی توانستم سخن گویم پس سر تا پای مرا بو کردند و گفتند: «لا اله الا الله محمد رسول الله» آن گاه روی به آن قوم کردند که روی های ایشان چون روی خوک و سگ بود گفتند: شما بازگردید که اشتباهی امده اید و این مرد از جمله اهل توحید است پس به آنها که در پهلوی راست من بودند گفتند: بسم الله جانش را بستانید. پس جانم را به همواری برداشتند.

یا رسول الله اگر بخواهم از تلخی جان کندن و دیدار ملک الموت و سکرات مرگ بگویم یکی از هزار وصف نتوانم کرد. پس حریری آوردند و جان مرا در آن حریر پیچیدند و به آن جماعت دادند که به صورت سگان و خوکان بودند و به آسمان بردند و آنها که به صورت گرگان بودند از عقب من می آمدند و مرا از هفت آسمان گذرانیدند پس زبانیه های دوزخ را دیدم که هر یک مثل کوهی تازیانه های آتش در دست گرفته پیش من آمدند که بر من زنند آنهایی که مرا می بردند گفتند: باز گردید که این از جمله اهل توحید است. آنگاه مرا پیش مالک دوزخ بردند من او را به خلقتی دیدم که جز خدا بزرگی او را کسی نداند و کرسی ای دیدم از آتش که او در کرسی نشسته بود و روی او مانند روی اسب و پیری در پیش روی او بود که از آتش چهل پیراهن به او پوشانیده بودند من از بیم بر خود می لرزیدم آنگاه غلهای آتشین آوردند از من پرسید: چه نام داری؟ گفتم: جریر. گفت: پدرت؟ گفتم: عطای جریح. گفت: از کجایی؟ گفتم: از مدینه رسول خدا(ص)؛ پس دفتری آوردند در آن نگاه کرد سری حرکت داد و گفت: معبود تو کیست؟ گفتم: خدای عز و جلّ. گفت: رسول تو کیست؟ گفتم: محمد(ص).

گفت: در زندگی اسرار تو چه بود؟ گفتم: «کلمه طیبۀ لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله»پس به آنهایی که موکل بر من بودند گفت: به حکم الهی هنوز اجل این بنده نرسیده. پس مالک به من گفت: ای مرد باز می گردی یا می مانی تا قدرت الهی و عجایب و غرایب آن را مشاهده کنی و خبر از برای زندگان غافل ببری که خدای تعالی تو را از روی حکمت برای دیدن اهل عذاب به این جا فرستاده؟ چون این مژده را شنیدم، خاطر جمع گردیده گستاخ شدم و گفتم: می مانم. پس گفتم: آیا ملک الموت جان بندگان را اشتباهی هم می گیرد؟ گفت: استغفر الله چنین مگو که هرگز به روی اشتباه نرفته و هر چه جان می گیرد به فرمان خدا می گیرد و هیچ امت را کرامت نبود که یکی از ایشان بمیرد و باز او را زنده کنند تا احوال عقبی را به مردم دنیا باز گوید، این شرف برای امتی است که پیغمبر آنها محمد(ص) می باشد و بر کسی معلوم نشده و نخواهد شد.

آنگاه نامه ای به دست من داد چون نگاه کردم سیصد و شصت حسنه در آن بود و برابر آن بدی دیدم ترسیدم که مستوجب دوزخ شوم. نامه دیگر به دست من دادند چون در آن نگریستم نیکی های بسیار دیدم گفتم: اینها اعمال من نیست این همه نیکی از کجا است؟ گفتند: ای بنده خدا و امت محمد(ص) خدای تعالی اعمال نیک را ده برابر می گرداند همچنان که در کلام خود فرموده: « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها» پس یک نیکی تو با یک بدی برابر باشد و نه تای دیگر را از برای تو ذخیره کرده اند.

آن گاه مالک یکی از خازنان را طلبید و گفت: فرمان چنین است که این بنده را بدون آسیب همراه خود ببری تا اهل عذاب را ببیند و قدرت باری تعالی را مشاهده نماید تا چون بازگردد امتان محمد را خبر دهد که چه در پیش است، پس مرا به دوزخ بردند یا رسول الله چون داخل دوزخ شدم دیدم که گروهی از غیبت کنندگان سنگهای آتشین در دهان داشتند و فرو می بردند و از راه دیگر بیرون می آمد هر باری که آن سنگها را فرو می بردند چنان فریادی می کردند که اگر اهل دنیا می شنیدند هر آن هلاک می شدند.

یا رسول الله چون از آنجا گذشتیم جمعی را دیدم که زبانهای ایشان از کام گسسته می شد و هر ساعت یکبار ملائکه های عذاب، عمودهای آتشین بر سر ایشان می زدند، پرسیدم که این قوم چه کرده اند؟

گفتند: اینها در دنیا به مساجد از روی ریا می رفتند و در آنجا غیبت می کردند.

یا رسول الله چون از آنجا گذشتیم گروهی را دیدم که چرک و خون گندیده از فرج ایشان مانند جوی روان بود و همه مردم دوزخ از بوی گند ایشان فریاد می کردند، پرسیدم: این جماعت چه کرده اند؟ گفتند: اینها زناکارانند که بدون توبه از دنیا رفته اند.

یا رسول الله چون از آنجا گذشتم گروهی را دیدم که بر دارهای آتشین سرنگون آویخته بودند و هر یک را به زنجیر آتشین بسته بعضی را قدح و برخی را سبو و گروهی را خیک ها بر گردن بسته و جمعی را طنبور و دسته ای را بربط و نای آتشین بر بسته هر یکی را دو فرشته عذاب دوزخ موکل بودند و به دست هر یک قدح و پیاله ای از چرک و خون بود که به ایشان می خورانیدند که همه گوشت و پوست روی ایشان در پیاله می ریخت و فریاد و ناله و زاری می کردند. من گفتم: اینها چه کرده اند؟ گفتند: اینها شراب خواران و مطربانند که بدون توبه مرده اند.

یا رسول الله چیزهایی دیدم که ذکر آنها را نتوانم کرد و دیگر طاقت دیدن آنها را نیاوردم. گفتم: مرا بازگردانید. پس مرا پیش مالک دوزخ بردند، دیدم شخصی که مرا به عوض او آورده بودند پیراهنی از آتش بر او پوشانیده و در دوزخ انداختند؛ مالک به من گفت: اگر نه آن بود که رحمت خدا شامل حال تو بود این پیراهن آتش را بر تو می پوشاندند.

آن گاه گفت: ای بنده خدا می خواهی که بهشت و اهل آن را هم مشاهده نمایی؟ گفتم: آری، پس به یکی از فرشتگان دستور داد این شخص را پیش رضوان برید و بگویید که این مرد یکی از امتان محمد(ص) است که شربت مرگ چشیده و اهل دوزخ را دیده و نیکی او زیاده از بدی آمده است او را به بهشت بر تا بهشت را ببیند و خبر از برای اهل دینا ببرد که چه در پیش است. چون مرا پیش رضوان بردند، جوان خوشروی، خوش خوی و خوش لقایی را دیدم که مثل او هرگز کسی را ندیده بودم در روی من چون گل بشکفت و بخندید. پس به فرشتگان نیکو صورت دستور داد تا در بهشت را بگشودند و مرا به بهشت بردند. قصری دیدم به غایت رفیع و عالی که شرح آن به گفتن در نیاید، پرسیدم: این قصر از آن کیست؟ گفتند: از آن خیر البشر است. باز پرسیدم: آیا برای من هم جایی هست؟ گفتند: آری هر که از اهل توحید است برای او در بهشت جا و مقام خواهد بود.

یا رسول الله چندان عجایب و نعمتها دیدم که وصف آنها به زبان در نیاید. باز ما را پیش مالک دوزخ بردند دیدم همه اهل عذاب در دوزخ افتاده اند چنان که گویی مرده اند و هیچکس را عذاب نمی کردند پرسیدم که: ای مالک قضیه چیست که از این دوزخیان آوازی بر نمی آید مگر مرده اند؟ گفت: ای جریر اینجا جای مرگ نیست اما چون روز پنج شنبه و جمعه می شود خدای تعالی عذاب را از دوزخیان بر میدارد پس به من گفت: برو و باقی عمر خود را به عبادت و بندگی خدای تعالی صرف کن. آن گاه مالک به آن جمعی که به صورت گرگ بودند، گفت: این مرد را ببرید و جان او را در کالبدش رسانید. پس موکلان مرا باز آوردند در آن وقت اقوام مرا غسل داده کفن کرده و بر من نماز گزارده بودند که به فرمان خدای تعالی جان مرا باز آوردند بر خواستم و نشستم.

یا رسول الله این همه در یک لحظه بر من گذشت.

پس حضرت فرمود: جبرئیل به فرمان ملک جلیل به من خبر داده آنچه تو بیان کردی، بیان تو واقع است و خلافی ندارد. آن گاه روی مبارک را به اصحاب کرده و فرمود: هرگز این چنین قضیه ای برای کسی روی نداده و برای کسی هم به غیر از جریر تا قیامت روی نخواهد داد.

و سبب این قضیه آن بود که چون حضرت رسول(ص) را به معراج بردند منافقان با هم می گفتند که: این قصه اگر راست می بود پس چرا او را از مکه معظمه به مدینه نبردند که خود می رفت پس این واقعه برای جریر بن عطای جریح واقع شد که از او راستگوتر و فاضلتر و صالحتر در میان قوم نبود، حق تعالی از روی حکمت این واقعه را بر جریر نمودار کرد که بالعیان ببیند و در میان آن قوم خبر دهد. پس هر گاه آن حضرت از معراج و بهشت و دوزخ و ملک رضوان و حور قصور بیان می فرمود و منافقان شک می کردند جریر آن حضرت را تصدیق می نمود و آن طایفه قبول می کردند و به سخن آن حضرت شک و شبهه نمی کردند.

پس ای عزیز این دلیل را برای آن آوردم تا مومنان و موالیان از کارهای ناشایسته باز ایستند و توبه کنند چنانکه حق تعالی در کلام خود خبر داده که از عصیان دور باشید و متابعت شیطان مکنید و دل به دنیای غدار مبندید آنجا که فرمود: « یا ایها الذین امنو لا تتبعوا خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشا و المنکر» که تابع و متبوع هر دو در دوزخ خواهند بود پس علاج این، ترک مجالست اهل دنیا است هرگاه چنین کردی به تحقیق که دری از درهای رحمت به روی تو گشاده خواهد.

(جامع التمثیل، ص191)


شنبه 11 آبان 1392 :: 19:29 ::  نويسنده : amirkazemi1

اى احمد! آيا مى دانى كه چه هنگام بنده من، بنده واقعى و عابد راستين محسوب مى شود؟

 عرض كرد: خير اى پروردگار من.


فرمود: وقتى كه هفت خصلت در او جمع گردد، شايسته اين نام خواهد شد:

1 - تقوايى كه او را از محرّمات حفظ كند.
2 - سكوتى كه او را از حرف بيهوده مهار كند.
3 - ترسى كه هر روز به واسطه آن گريهاش افزون گردد.
4 - حيايى كه در خلوت از من شرم بنمايد.
5 - خوردن به اندازهاى كه رفع نياز او شود.
6 - كينه نسبت به دنيا به جهت آن كه من نسبت به آن كينه دارم.
7 - عشق به خوبان به دليل آن كه من به آنها عشق مى ورزم.



شنبه 11 آبان 1392 :: 19:29 ::  نويسنده : amirkazemi1

اى احمد! از سه بنده خود تعجب مى كنم: 

بنده اى كه به نماز ايستاده و مى داند كه دستهاى خودرا به جانب چه كسى دراز كرده و در پيشگاه چه كسى ايستاده و در عين حال خواب آلود است.
و تعجّب مى كنم از بنده اى كه روزىِ امروز خود را از سبزى مختصرى دارد ولى براى فردايش به فكر فرو رفته است.
و تعجّب مى كنم از بنده اى كه نمى داند آيا من از او راضى هستم يا بر او غضبناكم، ولى خندان است.



((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ العامین))

ترجمه: منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن، بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای پروردگار جهانیان. حضرت محمد (ص) فرمودند : هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا می کند.



شنبه 11 آبان 1392 :: 19:23 ::  نويسنده : amirkazemi1

هر برنامه در رادیو و تلویزیون دارای یک «طبقه» است که هزینه تبلیغات نیز با توجه به همین طبقه در هر برنامه مشخص می‌شود. هزینه پیام‌های بازرگانی بر اساس قیمت پایه هر ثانیه در هر طبقه و ضریب ماه‌های سال، مشخص می‌شود. مثلا در شبکه اول سیما، در مهر ۹۲، برنامه ساعت هفت صبح دارای طبقه ۲۰ است و برنامه ترکیبی ساعت ۱۶:۴۵، دارای طبقه ۱۷ است.

صداوسیما مقررات بسیار مفصلی هم درباره نوع نشان‌دادن آگهی‌ها، حک آرم شرکت، رپورتاژ آگهی و مسایل مشابه آن دارد. در انتهای هر سال، اداره کل بازرگانی صداوسیما قیمت پایه هر ثانیه آگهی در هر طبقه را برای سال بعد مشخص می‌کند. این قیمت پایه در هر ماه از سال، به جز فروردین، ‌درصدی نیز افزایش می‌یابد که بیشترین آن مربوط به ماه اسفند با ۶۰‌درصد افزایش قیمت پایه آگهی نسبت به فروردین‌ماه است.

هر ثانیه آگهی در تلویزیون ایران در طبقه یک، دو‌هزارتومان و در طبقه ۳۵ که بالاترین طبقه آگهی‌‌هاست، یک‌ میلیون‌ و۸۰‌ هزار‌ تومان قیمت دارد. البته برای برخی از برنامه‌های بسیار پرمخاطب، به آخرین طبقه، ‌درصدی هم اضافه می‌شود. این روزها، گران‌ترین آگهی به برنامه ورزشی «۹۰» تعلق دارد که هر ثانیه آن هشت‌میلیون‌و۱۴۳‌هزارو۲۰۰‌تومان قیمت دارد.

انواع آگهی در قراردادهای سازمان صداوسیما شامل «گزارش آگهی» (رپورتاژ)، «حک آرم»، «دعوت به تماشا»، «زیرنویس»، «بین برنامه» و «بعد از برنامه» است. در هر دو نوع قرارداد یک و دو که در اداره کل بازرگانی وجود دارد، هزینه هر ثانیه رپورتاژ در یک برنامه بین ۶۰ تا ۷۰‌درصد نرخ طبقه آن برنامه است. قیمت هر ثانیه حک آرم شرکت‌ها در یک برنامه ۵۰‌ درصد نرخ طبقه آن است. قیمت دعوت به تماشای برنامه‌ها بسته به قبل، بین یا بعد برنامه متفاوت است و بین ۸۰‌ درصد تا دو برابر نرخ طبقه برنامه‌هاست. نرخ هر ثانیه زیرنویس در یک برنامه به اندازه نرخ طبقه همان برنامه است. قیمت آگهی‌‌های بین برنامه، بین ۵/۱ تا دو برابر نرخ طبقه همان برنامه است.

بنابراین، قیمت هر ثانیه آگهی در برنامه «۹۰» با قرارداد نوع یک، ۶‌میلیون‌ و ۲۸۶  ‌هزار و ۴۰۰‌ تومان است. قیمت آگهی بعد از یک برنامه هم بین ۶۰ تا ۸۰‌درصد نرخ طبقه هر برنامه هزینه دارد.



شنبه 11 آبان 1392 :: 19:22 ::  نويسنده : amirkazemi1

10 راه بهبود حس بویایی
هر چقدر بیشتر از حس های موجود در بدن خود و از جمله حس بویایی استفاده کنید، کیفیت این حس ها بهتر خواهد شد.


دلایل زیادی برای بهبود حس بویایی وجود دارد. یکی اینکه حس بویایی ارتباط نزدیکی با حس چشایی شما دارد. بینی خودتان را با دست بگیرید و سعی کنید مزه یک غذا را بفهمید. می بینید که سخت است! همچنین بویایی برای درک عطر چای و قهوه و ... لازم است و به طور کلی، توانایی بوییدن نکات ظریف موجود در عطر یک گل، یا برگ های فصل پاییز باعث افزایش میزان لذت شما خواهد شد.
آیا می دانید که بینی انسان به طور متوسط قادر به کشف تقریبا ده هزار بو و رایحه مختلف است.

10 راه زیر برای بهبود حس بویایی خود امتحان کنید:


1- به آنچه که در حال حاضر بو می کنید، توجه بیشتری داشته باشید.
هر چقدر بیشتر از حس های موجود در بدن خود و از جمله حس بویایی استفاده کنید، کیفیت این حس ها بهتر خواهد شد.
برای بهبود حس بویایی خود، چشم های خود را ببندید و کسی جلوی بینی شما مواد مختلفی مثل انواع میوه ها و سبزی ها را بگیرد. ببینید که آیا می توانید با چشم بسته، اسم آن ماده غذایی و ... را بگویید؟


2- دقت کنید که چطور برخی بوها باعث می شوند احساس خاصی پیدا کنید.
اعصاب حس بویایی به طور مستقیم به بخش احساسی در مغز متصل می شوند که عقل در آن راهی ندارد.
به عنوان مثال تحقیقات نشان داده اند که بوی غذاهای فست فود، یا شیرینی ها و نان تازه باعث افزایش خشم هنگام رانندگی می شود. همچنین بوی نعنا و دارچین باعث بهبود تمرکز ذهنی و کاهش بدخلقی هنگام رانندگی می گردد. بوی لیمو ترش و قهوه هم باعث بهبود قدرت تفکر و افزایش میزان تمرکز می گردند.


3- از مصرف زیاد مواد غذایی خلط آور خودداری کنید.
آیا دقت کرده اید که هنگام سرماخوردگی، حس بویایی شما کم می شود و یا حتی کاملا از بین می رود؟
التهاب مخاط بینی که حاوی پایانه های اعصاب حساس به بو است، باعث کاهش حس بویایی شما می شود و خودداری از مصرف موادغذایی مثل شیر، پنیر، ماست و بستنی در این گونه مواقع، موثر است. این مواد غذای خلط آور هستند و گرفتگی بینی را بدتر می کنند.


کاهش حس بویایی هنگام سرماخوردگی باعث کاهش حس چشایی نیز می شود، زیرا یک مجرا از پشت گلوی شما به سلول های حسی در بینی شما راه دارد. اگر این مجرا به دلیل التهاب بسته شود، حس چشایی نیز کم می شود.


4- از موادی که حس بویایی شما را خراب می کنند، دوری کنید.
کشیدن سیگار باعث کاهش حس بویایی می شود. مصرف الکل نیز باعث آسیب حس بویایی می گردد.

 

 
5- عنصر «روی» را در برنامه غذایی خود بیشتر مصرف کنید.
کاهش حس بویایی اغلب با کمبود روی در بدن ارتباط دارد.برای بهبود حس بویایی خود، مواد غذایی غنی از روی را بخورید مثل عدس و تخمه آفتابگردان، و مکمل مولتی ویتامین را مصرف کنید که حداقل حاوی 7 میلی گرم روی در روز باشد.


6- ورزش کنید.
مطالعات نشان داده اند که حس بویایی بعد از ورزش کردن بهتر و تیزتر می شود. لذا یک دلیل خوب دیگر برای ورزش کردن همین است.


7- از دستگاه بخور استفاده کنید.
افزایش رطوبت هوا به وسیله دستگاه بخور باعث افزایش رطوبت بینی و در نتیجه بهبود حس بویایی می شود.

8- برای تشخیص یک بو، باید به طور کوتاه و سطحی با بینی خود بو بکشید، نه طولانی و شدید.
 اگر دقت کنید می بینید که گربه هم هنگام بو کردن چیزی، همین طور بینی خود را تکان می دهد. این کار باعث افزایش حس یک بو می شود.


8- از بوهای بد دوری کنید.
تماس طولانی مدت و زیاد با بوهای بد باعث کاهش حس بویایی می شود.

 

10- هنگام خرید مواد غذایی، دقت کنید کدام یکی از آن ها به نظر شما بوی بهتری دارد و همان را بخرید.
احساس بوی بهتر از یک ماده خوراکی نشان می دهد که بدن شما هم به آن نیاز بیشتری دارد، حتی بو کردن یک شربت دارویی و یا شربت مولتی ویتامین می تواند به شما کمک کند که کدام را بخورید. هر کدام که به نظر شما بوی بهتری داشت، در حقیقت نشان می دهد بدن شما به آن نیاز بیشتری دارد.
البته به یاد داشته باشید که قبل از مصرف هر نوع دارو یا مکمل با پزشک مشورت کنید و از مصرف خودسرانه آن ها بپرهیزید.


هشدارها
1- کاهش حس بویایی به طور ناگهانی معمولا در اثر عفونت مجرای تنفسی فوقانی مثل سرماخوردگی و سینوزیت اتفاق می افتد.
بیماری های زیر نیز باعث کاهش حس بویایی می شوند، مثل آسیب عصب بویایی، فیبروز کیستی مولد پولیپ بینی، کم کاری تیروئید، پارکینسون، آلزایمر و سندرم کالمن.اگر بدون دلیل دچار کاهش حس بویایی شدید، به پزشک مراجعه کنید.


2- تمام بوهایی که استنشاق می کنیم، مطبوع و خوشایند ما نیستند. اگر حس بویایی شما بهبود پیدا کند، بیشتر متوجه بوهای بد و نامطبوع می شوید و از آن ها دوری می کنید و یا علت آن را پیدا می کنید تا آن را برطرف کنید؛ مثلا اگر بوی عرق بدهید ، زودتر متوجه آن می شوید و سعی می کنید آن را رفع نمایید.



شنبه 11 آبان 1392 :: 19:21 ::  نويسنده : amirkazemi1

 اگر در هضم غذا دچار مشکل شده‌اید، نفخ می‌کنید، حالت تهوع دارید و غیره احتمال دارد کبدتان به مشکل برخورده باشد. یعنی اینکه باکش پر شده و دیگر نمی‌تواند مواد زائد را دفع کند. این‌گونه می‌شود که بدن دچار مشکل می‌شود. تمیز کردن کبد کار سختی نیست. برای اینکه احساس سبکی بکنید با چند توصیه‌ی ساده و بدون خطر می‌توانید کبدتان را تمیزکاری کنید. با ما همراه باشید.

تکنیک 3 لیموترش
برای اینکه دچار مشکلات گوارشی نشوید لازم است که به طور منظم به فکر تمیز کردن کبدتان باشید. لیموترش می‌تواند باعث تحریک ترشح صفرا شده و تمام سموم و مواد زائد انباشته‌شده در کبد را تمیز کند.


روش استفاده
سه عدد لیموترش را بدون برش دادن داخل یک ظرف حاوی آب سرد بیندازید. اجازه دهید آب به مدت سه دقیقه داغ شده و به جوش برسد. سپس آن را خنک و لیموترش‌ها را از آن خارج کنید. آب لیموترش‌ها را بگیرید و به همان آب اضافه کنید. هر روز صبح ناشتا و همچنین بین وعده‌های غذایی از این آب لیموترش میل کنید.

برگ‌های خشک رزماری را دریابید
زمانی که کبد اشباع می‌شود نمی‌تواند به درستی به وظایفش عمل کند و این‌گونه می‌شود که به زحمت می‌افتد. وقتی کبد درست کار نکنید گوارش شما نیز با مشکل مواجه می‌شود. رزماری باعث افزایش ترشح صفرا می‌شود که کبد را تمیز و به عملکرد خوب آن کمک می‌کند.


روش تهیه
15 گرم برگ خشک رزماری را در یک لیتر آب ریخته و به مدت 15 دقیقه بجوشانید. محلول را صاف کرده و روزانه چند فنجان از این جوشانده میل کنید.


افشره‌ی خوراکی نعنا
حالت تهوع، مشکلات کلیوی و حتی اختلالات جنسی و غیره می‌تواند ناشی از اشباع شدن کبد باشد. زمانی که ضایعات زیادی در کبد تجمع کرده باشد علائم زیادی را نشان می‌دهد. برای کمک به تمیز شدن و عملکرد خوب کبد می‌توانید از افشره‌ی خوراکی نعنا استفاده کنید.


روش تهیه
دو قطره افشره‌ی خوراکی نعنا فلفلی را در یک قاشق چای‌خوری عسل بچکانید و در دهان بگذارید. همچنین می‌توانید یک قطره افشره‌ی خوراکی رزماری، یک قطره افشره‌ی خوراکی نعنا و یک قطره افشره‌ی خوراکی ترخون را با هم مخلوط کرده و روزانه دو مرتبه کبدتان را خلاف عقربه‌های ساعت ماساژ دهید.


پاک‌سازی کبد با ریشه‌ی گیاه قاصدک
برای تمیز کردن کبد یک دوره‌ی درمانی با گیاه قاصدک را در پیش بگیرید. گیاه قاصدک ترشح صفرا را تحریک کرده و مواد زائد را از بدن دفع می‌کند. مواد زائدی که در کبد انباشته می‌شوند اجازه نمی‌دهند که توکسین های خون تصفیه و چربی‌ها هضم شوند.


روش تهیه
برای هر 150 میلی‌لیتر آب جوش یک تا چهار گرم ریشه‌ی خشک گیاه قاصدک لازم دارید. این گیاه را دم کنید و روزانه سه تا چهار مرتبه میل کنید.

روغن زیتون extra virgine
روغن زیتون برای کبد بسیار فوق‌العاده است به خاطر اینکه خواص ملینی دارد. این روغن کبد را تمیز و مشکلات کبدی را رفع می‌کند.


روش استفاده
روغن زیتون را با آب لیموترش مخلوط کنید. به مدت پنج روز با شکم خالی این ترکیب را بنوشید.


برگ‌های آرتیشو
آرتیشو یا همان کنگر فرنگی باعث تحریک ترشح صفرا می‌شود و به این ترتیب به دفع توکسین‌ها یا همان سموم انباشته شده در کبد کمک می‌کند. محققان عصاره‌ی این گیاه را به موش‌های آزمایشگاهی تزریق کرده و خواص محافظتی آن را روی کبد مشاهده کردند.


روش استفاده
10 تا 20 برگ آرتیشو را در نیم تا یک لیتر آب و به مدت 15 دقیقه بجوشانید. در طول روز بعد از غذا از این محلول میل کنید.

عصاره‌ی گیاه خار مریم
نارسایی کبدی، سنگ صفرا، سیروز (التهاب مزمن بافت کبدی) و غیره. همه‌ی این‌ها زمانی به وجود می‌آید که کبد اشباع‌شده و پر از سم باشد. از گیاه خارمریم می‌توان برای تحریک ترشح صفرا و همچنین دفع مواد زائد انباشته‌شده در کبد استفاده کرد.


روش استفاده
2.5 گرم عصاره‌ی گیاه خارمریم را با یک چهارم لیتر آب مخلوط کنید. هر روز قبل از غذا (سه مرتبه در روز) از این عصاره میل کنید. عصاره‌ی این گیاه به صورت کپسول یا به شکل مایع در بازار وجود دارد.



شنبه 11 آبان 1392 :: 19:01 ::  نويسنده : amirkazemi1

چهره سالخورده فروهر، یادآور بهره گیری از تجربه پیران خردمند است.
-دست فروهر رو به سوی جلو است تا آرمان انسان همواره به سوی پیشرفت و بالندگی باشد.
-حلقه دست این نگاره جلوه گاه آیین مهر و نشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است.
-بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگیری اندیشه، گفتار و کردار نیک را به انسان سفارش کند.
-حلقه دور کمر فروهر، نشان وارستگی انسان از امیال نا هنجار و نیروی پرواز او به سر چشمه خورشید است.
-دو رشته آویخته در پایین، نشان پیوستن به منش پاک و پشت سر گذاشتن اندیشه پلید است.

-قسمت زیر بال فروهر نیز سه قسمتی است تا نفرت انسان و زیر پا گذاشتن اندیشه،گفتار نیک را

 یادآورکند.



شنبه 11 آبان 1392 :: 19:00 ::  نويسنده : amirkazemi1



درباره وبلاگ


امیدوارم که مطالب وبلاگ من برای شمامفیدباشد. باآرزوی موفقیت برای شما
موضوعات
آخرین مطالب
post
لطفا بخوانید بسیار آموزنده است
post post post post post post post
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران